تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣

باب چهارم در ذكر اشخاص معروف محترمى كه در ايران در اين سنه‌ى هزار و سيصد و چهارده وفات كرده‌اند

ميرزا عباس خان قوام الدوله ، وزير امور خارجه ، كه چندى هم در دوره‌ى ناصرى وزارت داخله داشت ، در يك سال قبل سكته‌ى ناقص كرد و از آن وقت ضعف مزاجى تا حال داشتند ؛ در عصر چهارشنبه ، هيجدهم محرم اين سال ، بدرود زندگانى كرد . در نهايت ثروت بود . فرزند قابل ايشان ، ميرزا محمد على خان معاون الملك است كه به لقب قوام الدوله نائل گشت . شرح لقب و كار ايشان در پيش گذشت . حاجى شيخ ابو جعفر ، از علماء بزرگ كرمان ، در روز شانزدهم محرم اين سال وفات كرد . آقا شيخ محمد تقى بجنوردى ، ساكن مشهد مقدس ، از علماء بزرگ خراسان ، كه نافذ الحكم بود و ازهد علماى زمان محسوب مىشد ، در روز شانزدهم صفر المظفر اين سال وفات كرد . در هفدهم اين ماه هم ، خبر وفات او به واسطه‌ى تلگراف به تهران رسيد . نظر به جلالت قدر و نبالت شأن و زهد حقيقى اين عالم متورع ، تمام دكاكين دار الخلافه‌ى تهران بسته شد ؛ عموم علماء دار الخلافه در مساجد و منازل عديده مجلس ختم و فاتحه‌خوانى او را منعقد داشته ، مراسم تعزيت به جا آوردند . اين بنده در دو سفر خراسان ، كه مدت‌ها در مشهد مقدس مأموريت و توقف داشت ، به خدمت ذى افاضت اين مرد عالم بزرگ ، زاهد متقى ، خداپرست درستكار ، كه به هيچ وجه اغراض فاسده و مرض تشخيص و خودنمايى و رياست عامه و داعيه‌ى اجتهاد و حجت اسلامى نداشت ، مشرف شده بودم و از گفتار و كردار و سلوك و بيطرفى ايشان كاملا آگاهى داشتم . از كسانى بودند كه جنبه‌ى كروبى داشتند . در فقه و اصول براى طلاب تدريس مىكردند ، و در حقايق مطلب اظهار دقايق مىنمودند ؛ و همه‌كس به اجتهاد ايشان تسليم داشت . ولى ، خود آن‌جناب باسعه‌ى صدر و تدرب به علم فقه و اصول ، هيچ وقت از اجتهاد خود سخنى نگفت و اجازت علماء سابق را ارائه نكرد . ولى ، ما مردم كه در اين دوره مجبورا در سر پاكت‌ها بعضى را « مجتهد الزمان » مىنويسيم و « شريعتمدار » مىنگاريم و به قيود ايشان رفتار مىنمائيم ، غالبا محض زبان‌بازى و زمانه سازى است : كه كار از پيش برود و به ما از ايشان شر و زيانى نرسد . اما ، آقا شيخ محمد تقى بجنوردى با افاضت علوم و اعلميت كاملى كه داشت ، به هيچ وجه بر خود نپسنديد كه كسى او را مجتهد الزمان و علامه‌ى دوران نگارد ؛ و حال آنكه ، بر اكثرى از علماء ايران رحجان داشت . اين عالم بزرگ ، نه خود و نه بستگانش ، مستمرى و مقررى و تكليف از ديوان نداشتند ؛ به هيچ وجه اعتنايى نمىكرد و به ضبط مال مردم به عنوانات مختلف نمىپرداخت ؛ و حال آنكه ، اگر اشارتى مىكرد عموم مردم ، از خواص و عوام ، در خراسان تابع احكام او