قوهء باصرهء سلطنت كبرى ، « 1 » شهزادهء مظفرلوا ، « 2 » صادر گرديد كه زنان ايشان را روانهء طهران [ كنند ] كه به سرپرستى عجزه قيام و مشغول باشند . « 3 » آسمان كينه سگال را
نه امروزش چنين رفتار بوده است * فلك تا بوده اينش كار بوده است
در بيان حبس و قيد نقد على خان زعفرانلو « 4 » به سبب اعمال « 5 » نكوهيده خويش
سابقا نگاشتهء قلم مشكين رقم شده بود كه نقد على خان زعفرانلو بنابر توهّمى كه از افعال و اقوال سابقهء خود داشت ، هميشه مضطرب و متزلزل مىزيست . هرچند دلجويى و نوازش از جانب شاهزادهء كيخسرومنش نسبت به آن نادان بدكنش به عمل مىآمد ، اضطراب او سمت تضاعف مىپذيرفت و به هركس مىرسيد شكايتگونه مىگفت و چون مردمان مست و بىهوش ، اوقات او مىگذشت . « 6 » رفتهرفته كار به جايى رسيد كه قوّت واهمه او را فراگرفته « 7 » ، او را برين داشت كه از دربار گيتىمدار فرار نمايد . « 8 » بعضى از همراهان « 9 » او از خيال فاسد او باخبر « 10 » و انديشهمند گشته ، سرپوش از آن « 11 » طبق برداشته ، به افشاى رازش كوشيده « 12 » ، كيفيّت آن را به واسطهء امناى دولت معروض سدهء سدره مرتبت شهزادهء كامران وافرحشمت نموده ، از خيال فاسد آن فسادانديش و از هواى محال آن كافر نعمت ناپاك كيش ، آتش غضب قيامت لهب شاهزادهء كامل نسب زبانه زدن گرفته ، حكم به اخذ و قيد آن مجهول العقل صادر شده ، فرمودند كه ما آنهمه اغماض و عفوى كه در تقصيرات او فرموديم و افعال ذميمهء او را چشم پوشيديم ، اصلا « 13 » منظور نداشته ، سوء طينت و خبث
هامش
( 1 ) . مج : « كبرى » ندارد .
( 2 ) . مج : ظفر رهنمون .
( 3 ) . مج : عجزه اشتغال نمايند .
( 4 ) . كرد زعفرانلو .
( 5 ) . مج : اعمال و افعال .
( 6 ) . مج : و چون آدم فلونيا خورده و بخت افسرده پژمرده بود تا .
( 7 ) . مج : « او را فراگرفته » ندارد .
( 8 ) . مج : فرار بر قرار اختيار نمايد .
( 9 ) . مج : همراهان و همرهان .
( 10 ) . مج : « باخبر و » ندارد .
( 11 ) . مج : از سر .
( 12 ) . مج : اقدام نموده .
( 13 ) . مج : ما آنهمه اغماضى كه از تقصيرات و افعال ذميمه او فرمودهايم .