تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرشك خوبان در سوگ سالار شهيدان ( ترجمهء عبرات المصطفين فى مقتل الحسين ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
آنگاه گفت : به خدا سوگند ، گويى روزگار عثمان را به چشم مىبينم ! « 1 » عمرو بن سعيد نيز پس از شنيدن صداى شيون از خانه‌هاى بنى هاشم گفت :
عجت نساء بنى زياد عجّة * كعجيج نسوتنا غداة الارنب « 2 »
آنگاه منبر رفت و پس از يادآورى ماجراى امام حسين ( ع ) گفت : به خدا سوگند ، دوست داشتم كه سر او بر پيكرش و روح او در كالبدش مىبود و به عادت هميشگى ما و او ، او ما را دشمنام مىداد و ما ستايشش مىكرديم . او از ما مىبريد و ما با او رابطه برقرار مىكرديم . در همين حال ابن ابى جيش از بنى اسد بن عبدالعزى برخاست و گفت : خداوند فاطمه ( س ) را بيامرزد . عمرو اندكى به خطبه ادامه داد و گفت : شگفتا از اين
هامش
( 1 ) بلكه حكمران شهر عمر و بن سعيد بن عاص بود ، و سر را هم نزد مروان نياوردند ، بلكه عبيداللّه زياد طى نامه‌اى خبر قتل حسين ( ع ) را به او مژده داد ، و سپس عمروبن‌سعيد نامه ابن زياد را بر منبر خواند و رجز ياد شده را انشاد كرد و با اشاره به قبر گفت : روزى به جاى روز بدر . گروهى از انصار كه در آنجا حضور داشتند اين گفتهء سعيد را زشت شمردند . اين را ابو عبيده [ معمر بن المثنى البصرى متوفاى سال 209 يا 211 در كتاب المثالب ] نوشته است . اما مؤلف بر اين باور است كه در گفتار ابن ابى الحديد ، مبنى بر اين‌كه هنگام آوردن سر امام حسين ( ع ) به مدينه مروان فرماندار نبوده است ، جاى هيچ ترديدى نيست ، ولى اين اعتقاد هيچ منافاتى ، با اين‌كه مروان آن شعر را سروده باشد ندارد ، همانطور كه با منبر رفتن او و خواندن خطبه و افكندن سر شريف به سوى قبر پيامبر و گفتن اين كه « يا محمد روزى به جاى روز بدر » نيز منافات ندارد . زيرا مروان با سعيد بن عاص و ديگر طاغوت‌هاى اموى در گمراهى ، و خوشحالى در مصايب اهل‌بيت نبوت شريك بود . گر چه او ، خود از ههء طاغوت‌هاى اموى ناپاك‌تر بود . نيز اين گفتار ابن ابى الحديد كه « عمرو بن سعيد بن عاص نام دوستش ابن مرجانه را بر منبر خواند و شعر ياد شده را انشاد كرد و با اشاره به قبر پيامبر گفت كه روزى به جاى روز بدر » با اين كه ، هنگام رسيدن سر امام حسين ( ع ) از سوى يزيد نزد وى نيز همين شعر را خوانده باشد منافاتى ندارد . چنان كه در روايت ابن سعد و بلاذرى آمده است كه ابن عاص رو سياه ، در قتل امام حسين ( ع ) شعرى سرود و شادمانى كرد . اينان نجاست هستند كه چون باد بوزد بوى گندشان همه جا را مىگيرد و آن چه راويان از خباثت‌ها و انگيزه‌هاى پست آنان نوشته‌اند ، مشتى است از خروار كه مورخان و محمد ثانى كه به دليل ترس از طاغوت‌ها و ستمكاران خود را با بنى اميه تطبيق داده‌اند و بدىها و گناهان ظالمان را نديده گرفته‌اند بيان كرده‌اند ؛ همانطور كه بر كتمان افتخارات امامان معصوم در جامعه اسلامى اصرار ورزيده‌اند . و سيعلم الذين ظلموا اى منقلب ينقلبون . ( 2 ) - زمان بنى زياد شيون كردند شيونى ! همانند شيون زمان مادر با مداد جنگ ارنب .