دست خودتان مىكشيد ؟ و به خاطر ديگران خوار مىكنيد و از كشتن كسى چون مسلم بن عوسجه شادمانيد ؟ به خدا سوگند چه بسيار موضعگيرىهاى بزرگوارانهاى كه از او ديدهام . در واقعهء « سَلَقِ آذربايجان » او را ديدم كه پيش از حملهء مسلمانان ، شش تن از مشركان را كشت ، آيا چنين كسى به دست شما كشته مىشود و شما شادى مىكنيد ؟
قاتل مسلم بن عوسجه ، مسلم بن عبدالله ضبابى و عبدالرحمان بن ابى خشكاره بجلى بودند .
شمر بن ذىالجوشن كه فرمانده جناح چپ بود نيز به ياران امام عليه السلام حمله كرد ، اما با ضرب نيزهء آنان عقب نشست . آنگاه از همه سو به سپاه امام عليه السلام يورش آوردند . كلبى پس از به قتل رساندن دو مرد نخست « 1 » ، دو تن ديگر را هم كشت ؛ و پس از پيكارى سخت از سوى هانى بن ثبيت حضرمى و بُكَيْر بن حَىّ تيمى - از تيمالله بن ثعلبه - مورد حمله قرار گرفت و كشته شد . وى دومين شهيد از ياران حسين عليه السلام بود . « 2 »
همسر كلبى رفت و كنار سر شوهرش نشست ؛ و گرد و غبارش را مىزدود و مىگفت :
مبارك باد بر تو بهشت . در اين هنگام شمر بن ذىالجوشن به يكى از غلامانش به نام رستم گفت : با تير خيمه به سرش بكوب و او نيز چنين كرد و سر آن زن بينوا شكست و در دم جان سپرد . « 3 »
ياران حسين حملهاى سخت را آغاز كردند ، 32 سوار سپاه آن حضرت به هر سو كه روى مىآوردند ، صفوف سپاه كوفه مىشكافت . عذرة بن قيس ، فرمانده سپاه كوفه كه چنين ديد ، عبدالرحمن بن حُصَيْن را نزد عمر سعد فرستاد و پيغام داد : آيا نمىبينى كه از سوى اين گروه كوچك چه بر سر سپاه مىآيد ؟ مردان تيرانداز را به كمك بفرست .
عمر سعد به شبث بن ربعى رو كرد و گفت : به كمك اينان نمىروى ؟ گفت : سبحان الله آيا به بزرگ مُضَر و عامهء اهل كوفه دستور مىدهى ؟ آيا كسى جز من نيست كه او را
هامش
( 1 ) - يعنى يسار و سالم ، غلامان زياد و عبيدالله كه پيشتر اشاره شد .
( 2 ) - نيز ر . ك . انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 194 .
( 3 ) - ر . ك . انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 194 .