تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرشك خوبان در سوگ سالار شهيدان ( ترجمهء عبرات المصطفين فى مقتل الحسين ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
سعد را مىبرم و دربارهء كار خود نيز مىانديشم . » سپس نزد عمر سعد رفت و پيغام حضرت را رساند . عمر سعد گفت : من اميدوارم كه خدا مرا از جنگ و پيكار با حسين به سلامت نگه دارد .

نامهء عمر سعد به ابن‌زياد

عمر سعد در نامه‌اى خطاب به عبيداللَّه زياد چنين نوشت : « بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم . من در جايى كه به حسين رسيدم ، پيكم را نزد او فرستادم و سبب آمدنش را جويا شدم كه چه مىطلبد و چه مىجويد ؛ و او چنين پاسخ داده است : « اهل اين شهر به من نامه نوشته و پيك‌هايشان نزد من آمده‌اند و از من خواسته‌اند كه بيايم و اكنون آمده‌ام . حال اگر از آمدنم خرسند نيستند و نظرشان جز از آن چيزى است كه پيك‌هاىشان به من رسانده‌اند ، باز مىگردم . » « 1 » ابن‌زياد ، در پاسخ چنين نوشت : نامه‌ات را دريافت كردم . بيعت با يزيد را به حسين پيشنهاد كن . اگر وى و همهء همراهانش بيعت كردند ، مرا مطّلع گردان تا نظرم را به تو برسانم .

ديدار حسين عليه السلام با ابن‌سعد

امام حسين عليه السلام كس نزد عمر سعد فرستاد و پيغام داد كه امشب بين دو اردوگاه با هم ديدار مىكنيم . عمر سعد با حدود بيست سوار آمد و حضرت هم با همين اندازه سوار بيرون رفت . امام عليه السلام ، هنگام ديدار با عمر سعد ، به يارانش فرمود تا از وى دور شوند . عمر سعد نيز چنين كرد و نيروهاى طرفين چنان از هم دور شدند كه صداى سخن آن دو را نمىشنيدند . آنان تا پاسى از شب سخن گفتند و سپس با همراهان‌شان به اردوگاه خويش باز گشتند . مردم از روى گمان دربارهء گفت‌وگوى آنان سخن مىگفتند . برخى گمان
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى ، 5 / 411 ؛ أنساب الأشراف ، 3 / 177 .
سرشك خوبان در سوگ سالار شهيدان ( ترجمهء عبرات المصطفين فى مقتل الحسين ) — صفحة 146 | غلامحسين جمشيد نژاد اول / الشيخ محمد باقر المحمودي / عبدالحسين بينش