تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1105 تا 1135 ق ) ( فارسي ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
پشت صف گارد احترام گذشت ، در حين خروج از قصر ، به غليان‌دارش گفت غليانى چاق كند و شروع به كشيدن كرد . پس از امضاى قراردادها و خدا حافظى ، ديگر محمد رضا بيك سمتى نداشت كه در پاريس بماند . اما وى جاخوش كرده بود و دل از پاريس زيبا و زيبارويانش بر نمىداشت . تا آن‌جا كه طبق نوشتهء مورخين فرنگى ، مقامات فرانسوى خرج روزانهء او را قطع كردند . سفير ايران ناگزير شد براى تهيهء مقدمات بازگشت ده هزار فرانك قرض كند . در خلال اين مدت ، وى ماركيز جوان را راضى كرد كه همراه او به ايران حركت كند . اما مادر دختر كه نمىتوانست دورى فرزندش را تحمل كند ، دست به دامن مقامات فرانسوى زد . فرانسويان خواستند ماركيز را توقيف كنند . ولى متوجه شدند كه وى آبستن است . سرانجام عاشق و معشوق قرار گذاشتند كه شب 30 ماه اوت 1715 ، ماركيز جوان يعنى مادام دوپينه از خانهء مادرش فرار كند و با يك دليجان پستى با يكى از افسران ايرانى به شهر روان عزيمت نمايد و آن جا منتظر شوهر خود شود و از بندر شللو هم به درون صندوق مخصوصى رود كه براى اين كار تهيه شده بود تا صندوق را در قسمت انبارها گذارند و در بندر لوهاور خارج كنند . با اين كه پليس همه جا به دنبال محمد رضا بيك بود ، وى در اجراى همهء نقشه‌هاى خويش توفيق يافت و روز 30 ماه اوت از پاريس خارج شد . پيش از آن كه از پاريس بيرون رود ، هداياى گرانبها و نامهء تقديرآميز لويى چهاردهم به دو رسيد و ماركى دوتورسى هم نامهء تقديرآميزى از خدمات محمد رضا بيك به خان ايروان نوشت . همراهان سفير همه به فراخور حال و سمت و منصب خود از انعام و لطف پادشاه فرانسه بهره‌مند شدند مگر بيچاره آبه‌گودرو كه به دو هيچ ندادند . زيرا گودرو در مذاكرات ، محمد رضابيك را متوجه تزويرات و معانى عبارات پيچيدهء ديپلوماتها و تجار فرانسوى مىكرد و آهسته مطالب را به دو گوشزد مىنمود . اين موضوع را به لويى چهاردهم گزارش داده بودند و بدين جهت بود كه لويى چهاردهم از گودرو بدش مىآمد . روز ششم سپتامبر خبر فوت لويى چهاردهم به سفير ايران رسيد و وى نامه‌اى مشعر بر تعزيت و همدردى به ماركى دوتورسى نوشت . همان روز كه سفير ايران با محبوبهء خويش مىخواست از فرانسه خارج شود ، دربار فرانسه عزادار شد . اما از همه غمگين‌تر مادام روسى مادر مادام دوپينه زن محمد رضا بيك بود . وى مستقيما به ماركى دوتورسى مراجعه كرده و ماركى به رئيس پليس شهر روان نامه