فرانسه اهميت مىدهد . وقتى مسائل سياسى و تجارى شروع شد ، محمد رضا بيك ، در فرصتى مناسب ، موضوع كمك نظامى فرانسويان را به ايران براى سركوبى اعراب مسقط مطرح كرد و همچنين پيشنهاد نمود كه قراردادى مستقل در اين زمينه نوشته شود و به امضاى دولت فرانسه برسد . البته در اسناد و مدارك و اعتبارنامهء محمد رضا بيك در مورد اعراب مسقط و شرارت آنان و نظرات دولت ايران در خليج فارس اشارهاى نشده بود . زيرا به علت محرمانهبودن كامل اين امر قرار بود كه محمد رضا بيك شفاها به بيان منظور پادشاه ايران بپردازد . و دولت فرانسه هم از اين موضوع باخبر بود . با تمام اين احوال ، دولت فرانسه با استفاده از اين مطلب ، حاضر نشد كه درين مورد قراردادى ببندد يا در قرارداد تجارتى اين موضوع را بگنجاند . تنها به صورت شفاهى پذيرفت كه يك ناخداى فرانسوى به نام ژرالدين به عنوان سفير به اصفهان رود تا هم قرارداد جديد تجارتى را به امضاى پادشاه ايران برساند هم مطالعهء دقيقى كند كه چگونه مىتوان منظور دولت ايران را در حمله به مسقط [ 1 ] تأمين نمود . ضمنا موافقت شد كه پادرى قبلا همراه محمد رضا بيك به ايران برود و زمينهء كارها را آماده كند . درين قرارداد ، فرانسويها امتيازات فراوانى حاصل كردند . زيرا اولا تمام حقوق گمركى كه بر صادرات و واردات فرانسه تعلق مىگرفت لغوشد و از لحاظ سياسى هم سفير فرانسه بر ديگر سفراى خارجى اولويت و تقدم يافت . اما ايران چندان سودى ازين قرارداد نبرد .
خاصه آن كه منظور اصلى دولت صفوى يعنى تهيهء كمك نظامى براى درهم شكستن اعراب مسقط اصلا منظور و در قرارداد مسطور نگرديد . در صورتى كه طبق نظرات دولت ايران ، اساسا منظور از سفارت محمد رضا بيك با آن همه رنج و گرفتارى و جنجال ، جلب نظر دولت فرانسه در زمينهء كمك نظامى به ايران بود .
سفير فوق العادهء ايران در ضمن مذاكرات رسمى زندگانى خصوصى گرم و نرمى در پاريس فراهم آورده بود . وى بعد از آن كه به رسميت شناخته شد ، با خيال راحت منزل را عوض كرد و صندليهاى مزاحم را دور ريخت و در اطاق استراحت خود پشتىهاى نرم گذاشت و تشكچههاى لطيف گسترد و خود نيز بر روى تشكچههاى گلابتون دوزى و گلدوزى شده از مخمل سبز چهارزانو يا دوزانو مىنشست .
رفتار عجيب و غريب سفير ايران در پاريس موجب جلب توجه مردم شده بود و اگر عدهاى از خشونتها و هوسبازيهاى او رنجيده بودند ، در عوض اكثريت مردم به وى كه موقع سحر مؤذنش از پنجره با صداى بلند اذان مىگفت يا براى
اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1105 تا 1135 ق ) ( فارسي ) — صفحة 39
مساهمون: عبد الحسين نوائى
ص٣٩