تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1105 تا 1135 ق ) ( فارسي ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
رفتن به حمام نيز از تشريفات و اسب و يدك و شاطر و چماق و غليان استفاده مىكرد علاقمند شده بودند و دوست داشتند كه اين سفير كشور دور دست را با آن حركات و اطوار عجيب ببينند . درين ميان زنها هم با همان كنجكاوى كودكانهء خودخواهان ديدار سفير ايران بودند . هر روز بر عدهء مهمانان و مراجعين اناث خانهء سفير ايران افزوده مىشد . دربين مهمانان يك خانم متشخص « لابارونس » بود كه با دو خواهر زيباتر از خود به ديدن محمد رضا بيك رفته بود . آنان خواستند با كفش وارد شوند . ولى محمد رضا بيك مانع شد و خواهش كرد كه كفشها و جورابها را كنده روى تشكچه پيش سفير بنشينند . مادام لابارونس پرسيد چند زن داريد . محمد رضا بيك گفت چهار زن دارم . اما اگر يكى از آنها به زيبائى شما بود همان يك زن را نگه مىداشتم و بقيه را طلاق مىدادم . سرانجام يك روز پاريس متوجه شد كه سفير پنجاه و چند سالهء ايران با مادام لاماركيز دوپينه‌اى روسى شانزده هفده ساله عروسى كرده است . اين خانم نخست با مادرش بديدن محمد رضا بيك مىآمد و در حضور آبه ريشاروگودرو با وى غذا مىخوردند . كم‌كم آن دو به يكديگر نزديك شدند و ماركيز و مادرش تا نصف شب با كمال راحتى بدون كفش و جوراب روى تشكچه‌هاى نرم مىنشستند . بارون دوبرتوى كه ازين وضع دچار حسادت شديد جنسى يا غيرت اشرافيت شده بود ، درين باره مىنويسد : « نمىدانم چطور ممكن است زنى از خاندان اشراف فرانسه ، در عين جوانى و داشتن ايمان به مذهب مسيح ، به مسلمانى عاشق شود ، در حالى كه سن او به مراتب از سن اين دختر زيادتر است و ريش انبوه و مجعد و دماغ عقابى محمد رضا بيك چندان قابل توجه نيست . » بالاخره قرارداد ايران و فرانسه در 13 ماه اوت 1715 ميلادى بسته شد و ديگر لازم بود كه محمد رضا بيك به كشور خود باز گردد . براى اين منظور قرار شد كه همان روز جهت كسب اجازه به ورساى برود . اين ملاقات نه در تالار بزرگ پيشين بلكه در اطاق مخصوص لويى چهاردهم صورت گرفت . پادشاه فرانسه سخت بيمار بود و با حالى زار و حالتى نزار و صورتى لاغر و رنگى پريده روى تختى نشسته بود كه بيش از دو پله نداشت . به ديدار سفير ايران ، لويى از جا برخاست و كلاه از سربرداشت و از محمد رضا بيك احوال پرسيد و پس از خداحافظى ، براى شاه ايران درود و سلام فرستاد . محمد رضابيك بعد از وداع با شاه فرانسه كه چندان طول نكشيد ، از وليعهد و وزير خارجه هم خدا حافظى كرد و هنگامى كه از