بود .
اما فرانسويان چندين سال اين قرارداد را نديده گرفتند . زيرا از طرفى كليهء مواد آن مورد قبول بازرگانان فرانسوى نبود و از طرف ديگر دولت فرانسه گرفتار جنگهاى جانشينى اسپانى بود و مجالى براى پرداختن به ايران و مشرق زمين نداشت . لذا تا سال 1711 اين قرارداد به تصويب نرسيد . اما اروپاييان ديگر كه ظاهرا در عرصهء تجارت و البته باطنا در زمينهء سياست در ايران كشش و كوششى داشتند ، تا آنجا كه توانستند در تخريب كار فرانسويان كوشيدند . انگليسيان و هلنديان و همدستان ايشان يعنى تجار ارمنى به شاه سلطان حسين فشار آوردند كه امتيازاتى را كه فرانسويان تحصيل كرده بودند لغو كند . الكساندر كشيش اعظم اچميادزين هم كه مردى نيرومند بود توانست فرامين شاه سلطان حسين را دربارهء مبلغان كاتوليك كه ميشل به دست آورده بود ملغى سازد . درين ميان دولت فرانسه تنها كارى كه كرد انتصاب پيدو دوسنت اولون بود به مقام كنسولى . ولى آن بيچاره چندان پير و فقير بود كه كارى نمىتوانست كرد .
اين حالت بلا تكليفى براى دولت ايران تحملناپذير بود . خاصه آن كه حملات اعراب مسقط به راههاى تجارى و سواحل خليج بيش از پيش شده و انگليسيها و هلنديها به دولت ايران هيچگونه كمكى نكرده بودند و دولت ايران انتظار داشت كه مگر از فرانسويان بتواند از لحاظ سرباز و مهمات و كشتى كمك بگيرد و بر اعراب مسقط بتازد . اين بود كه به وسيلهء يكى از كشيشان كاتوليك مقدارى هدايا به ايروان فرستاد تا سفيرى از آنجا عازم فرانسه شود . محمدخان حاكم ايروان اين مأموريت را به ميرزا صادق رئيس ديوان خانه و فرماندهء قواى سوار كه شخص دوم شهر بود پيشنهاد كرد . اما ميرزا صادق ، در قبال تهديدات انگليسيها و هلنديان ، ازين كار سرباز زد و با دادن ده هزار تومان به خان ايروان شانه از زير آن بار خالى نمود . خان ايروان اينبار محمد رضا بيك شخص سوم ايروان را براى اين كار انتخاب نمود و در آن هنگام محمد رضا بيك كلانتر و رئيس ماليهء شهر بود . محمد رضا بيك اين مأموريت را پذيرفت . زيرا اولا سر پرشورى داشت و مىخواست كه بدين سفر دراز پرخطر برود و ثانيا بسيار خسيس بود و نمىتوانست از پول دل بكند و مثل ميرزا صادق از اين مأموريت صرفنظر كند .
خان ايروان ، براى آن كه نامهها و هدايا و حتى خود سفير به سلامت به فرانسه برسد ، يكى از بازرگانان توانگر و متنفد ارمنى را به نام آكوپيان احضار كرد و جواهرات و هدايا را به دو تحويل داد و در مقابل اموال و جواهرات و حتى زن و
اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1105 تا 1135 ق ) ( فارسي ) — صفحة 33
مساهمون: عبد الحسين نوائى
ص٣٣