شد و درگذشت . بعضى از بدگويان هم گفتند كه خان ايروان به علت دلبستگى شديد به « نمايندهء شاهزاده خانمهاى فرانسوى » فابر را به جهان ديگر فرستاده است .
درين موقع در ميان افراد هيأت هرج و مرج و دو دستگى ظاهر شد .
جمعى طرفدار رياست ژوزف فابر بودند و بعضى ژاك فابر دومسينه اسقف بغداد را براى اين كار شايسته مىپنداشتند . درين حال ، مارى پتى كه مورد علاقهء خان ايروان بود ، نه تنها اموال فابر و هداياى لوئى چهاردهم را براى شاه سلطان حسين تصرف كرد ، بلكه اوراق و مدارك هيأت را نيز تصاحب نمود و چون گاه و بيگاه در حرمسراى خان راه داشت ، مخالفين را از قدرت و سنگدلى خان مىترسانيد .
اين سر و صداها به قسطنطنيه رسيد و كنت دوفريول به عجله منشى خود پيرويكتور ميشل [ 27 ] را فرستاد تا رياست هيأت را در دست گيرد . شرح درگيرى او با مارى پتى مفصل است . مجملا اين كه حمايت خان ايروان و توصيههاى وى به بيگلربيگى تبريز و مسلما زيبايى مارى موجب شد كه ميشل ابتدا نتواند كارى انجام دهد . مارى پتى بالاخره خود را به دربار شاهى رسانيد و اعتماد الدوله ازو پذيرايى كرد و او را به حرمسراى سلطنتى برد و مارى نزد شاه صفوى بار يافت و شاه سلطان حسين به دو اجازهء بازگشت به تبريز داد . چندى بعد ميشل به دربار صفوى رسيد .
ولى موفقيتى حاصل نكرد و نتوانست با رجال طراز اول دربار ايران به مذاكره پردازد . لذا مجبور به بازگشت شد . وى در سلطانيه به اسقف فرانسوا پيدو دوسنت اولون [ 28 ] برخورد و به اتفاق او به ايروان رفت . ولى خان ايروان آن دو را به زندان افكند . خلاصه پس از چندى آزاد شدند و به تبريز رفتند و در آن جا بود كه با مارى پتى روبهرو شدند و بالاخره با دادن حواله بىارزشى به مبلغ دوازده هزار ليور به مارى پتى و پرداخت دويست اشرفى نقد آن زن را راضى كردند كه از ايران خارج شود و به فرانسه بازگردد ( ژويه 1707 / 1119 ربيع الثانى ) . آنگاه ميشل در ايران ماند تا اعتبار نامههاى لازم به دو برسد . در ماه مارس 1708 مدارك مشعر بر نمايندگى او از جانب دولت فرانسه رسيد و خان ايروان هم از دربار صفوى براى ميشل اجازه شرفيابى گرفت .
ميشل در ژوئن سال 1708 به حضور شاه سلطان حسين بار يافت . شاه صفوى در جامهاى از اطلس سرخ با دگمههاى الماس ، ميشل را پذيرفت . براى ميشل چهارپايهاى گذاشته بودند . درينجا بود كه وى هداياى لوئى چهاردهم را تقديم كرد . گو اين كه ظاهرا چيز مهمى باقى نمانده بود . زيرا مقدارى از آنها من جمله
اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1105 تا 1135 ق ) ( فارسي ) — صفحة 31
مساهمون: عبد الحسين نوائى
ص٣١