فهيم و با شهامت دربار صفوى ، بر اثر دسيسهها و توطئههاى دربارى ، كورشده و برادرش لطفعلى خان ، سردار با كفايتى كه تنها اميد براى سركوبى محمود افغان بود ، در زندان جاى داشت و بر جاى فتحعلى خان ، مردى بىاطلاع و نادان ولى دسيسهكار و توطئهگر به نام محمد قلى خان شاملو نشسته بود . درى افندى شرح جامعى از ملاقات با محمد قلى خان به دست داده كه چگونه صدر اعظم ايران وحشت داشت كه مبادا سفير حامل خبر اعلان جنگ باشد و چطور سفير ترك به دو اطمينان بخشيده كه چنين سخنى مطرح نيست . چند روز بعد شاه سلطان حسين سفير ترك را پذيرفت ، در حالى كه در دو طرف شاه سيصد تن از اعيان و اشراف صفزده و سى نفر نگهبان با لباس فاخر ايستاده بودند . وقتى درى افندى ، به توسط اعتماد الدوله محمد قلىخان شاملو ، نامهء حسن پاشا والى بغداد را تقديم داشت ، شاه با تمجيد فراوان از پاشا اظهار داشت كه وى مرد خوب و همسايهء نجيبى است و با ايرانيانى كه به زيارت مرقد على ( ع ) به نجف مىروند خوشرفتارى مىنمايد .
گزارشى كه درى افندى از مذاكرات و مباحثات خود با اولياى دربار ايران به دولت متبوعه خويش تقديم كرده ( 1721 م ) بسيار دقيق و حاكى از نظر تيزبين و هوش فراوان اوست . وى درين گزارش به صراحت نوشته است كه كشور ايران رو به اضمحلال است . هرچند ايران كشورى پر ثروت است . ولى اگر مملكتى توانگر باشد اما زمامداران لايقى نداشته باشد آن ثروت سودى ندارد .
در همين گزارش وى مىنويسد كه هرچند بازرگانان توانگر در شهرها بسيارند كه حتى كارگاههاى بافت ابريشم و غير آن دارند ، ولى شمار كشاورزان بسيار كم است و در نتيجه بهاى جو و گندم و ساير غلات دو برابر قيمت آنها در خاك عثمانى است .
شاه سلطان حسين ، پس از بازگشت درى افندى ، متقابلا سفيرى به نام مرتضى قلى خان سعدلو حاكم خوار و سمنان به دربار عثمانى فرستاد و اين آخرين سفير دولت ايران در هنگام سلطنت شاه سلطان حسين است كه به استانبول رفته است .
مرتضى قلىخان ، در اواخر سال 1134 ه / 1721 م وارد استانبول شد و همهجا با احترام و پذيرائى تمام روبهرو گرديد . خاصه آن كه سفير در علوم ادبى دستى تمام داشت و اشعار به موقع و به تناسب مجلس و موضوع از برمىخواند و اين امر باعث شد كه داماد ابراهيم صدر اعظم عثمانى به او محبت و احترامى
اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1105 تا 1135 ق ) ( فارسي ) — صفحة 21
مساهمون: عبد الحسين نوائى
ص٢١