تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1105 تا 1135 ق ) ( فارسي ) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
خاص ابراز دارد . نمايندهء انگلستان در استانبول ، درباره اين سفير و مأموريتش مىنويسد : « اين سفير آمده است كه بين دو كشور حسن تفاهم ايجاد كند . مخصوصا درين هنگام كه شورش عظيمى در ايران برپا شده است . همچنين براى خشنودى باب عالى ، اجازهء پادشاه ايران را براى تجارت بازرگانان ايرانى با اتريش از راه كشور عثمانى ابلاغ كرده است . دولت عثمانى در نتيجهء عهدنامه پاساروويتس چنين تقاضائى نموده بود . هرچند كه اتريشيها هرگز از آن استفاده نخواهند كرد . » همين سفير انگلستان كه نامش استانيان بود در گزارش ديگرى مىنويسد كه دربار عثمانى از سفير و همراهانش به خوبى پذيرايى كرد . ولى مردم از آنان ( يعنى اعضاى سفارت ايران ) تنفر دارند و مسلما اين تنفر ، اگر استانيان نمايندهء دولت بريتانياى كبير در بيان مطلب راه اغراق نرفته باشد ، نتيجهء خشونت و شدت عمل دربار صفوى و روحانيون قشرى و نزديك‌بين شيعه در برخورد با ايرانيان غير شيعى بوده است . مرتضى قلى خان پس از ايفاى وظيفهء خود به ايران بازگشت . ولى هنگامى به كشور ايران رسيد كه نفس دولت صفوى به شماره افتاده بود . به محض خروج سفير ايران از استانبول چند نماينده از طرف مدرس حاجى داود و متفقين او وارد پايتخت دولت عثمانى شدند و از دولت ترك در مقابل دولت ايران تقاضاى حمايت بلكه قبول تابعيت كردند . شايد توضيح مختصرى درين مورد لازم‌باشد و آن اين كه ، پس از رفتار ناجوانمردانهء دربار صفوى ، با فتحعلى خان داغستانى صدر اعظم ( كه مذهب تسنن داشت ) لزگيهاى قفقاز سر به شورش برآوردند و به شخصى به نام مدرس حاجى داود سرسپردند . اينان مذهب اهل سنت داشتند و جور و ستم عمال ايران ، همراه با تعقيب و زجر و آزار متعصبين شيعه آنان را به شورش و سركشى وا داشته بود . لزگيان شورشى از دولت عثمانى انتظار حمايت و ارسال كمك داشتند . زيرا با تركان در تسنن مشترك بودند و تركان دوستى اين طوايف دلير را كه سدى سديد بين دشمنان دولت ترك يعنى ايران و روسيه و خاك عثمانى بودند مغتنم مىشمردند . در هرحال ، فرصت‌طلبان سياسى نيز مثل احمدخان رئيس طوايف قيتاق و قراقيتاق و همچنين چلاق سرخاى خان رئيس طائفه جنگجوى قموق