تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1105 تا 1135 ق ) ( فارسي ) — صفحة 19

مساهمون:

ص١٩
راند ، آن‌گاه به علامت اطاعت و صداقت كليدهاى شهر بصره را به اصفهان فرستاد و شاه سلطان حسين نيز كليدها را با تحف و هداياى فراوان براى سلطان احمد ثالث به استانبول ارسال داشت . بدين ترتيب شهر بصره به دست ايرانيان افتاد ( 1109 ه ) . اين بازى تقدير است كه مردى به قدرت و سطوت نادرشاه نتوانست بر بصره دست يابد . ولى سپاهيان شاه سلطان حسين بىكاره بر اين شهر تسلط يافتند ، اما اندكى نگذشت كه دربار فاسد اصفهان سيد فرج الله خان را از بصره فراخواند و شخصى به اسم على مردان خان را به جاى وى فرستاد . حكومت او نيز چندان نپاييد و اين‌بار ابراهيم خان نامى به حكمرانى اين شهر منصوب گشت . دربار صفوى به سيد فرج الله اعتماد نداشت . ازين روى ، در سال 1111 ه . محمد علىبيك نامى را حامل فرمان عزل وى نموده به حويزه فرستاد . اين مرد در نهان دستور داشت كه سيد فرج الله را به قتل رساند . سيد ازين داستان آگاه شد و سر به شورش برداشت . از اصفهان نيز سيد هيبت را كه عموى فرج الله و مردى پير و ناتوان بود به حكومت حويزه فرستادند . فرج الله به محض ورود وى از حويزه بيرون رفت و دست به تاراج گشود و سپس با شيخ مانع دشمن ديرين ساخت و به اتفاق لشكر بر سر حويزه بردند و سيد هيبت را درهم شكستند . پس ازين وقايع ، دربار ندانم كار صفوى در سال 1112 فرمان واليگرى حويزه را به نام سيد على صادر كرد . ولى او بيش از هشت ماه در حكومت نپاييد و در اواخر همان سال ، عبد الله خان نامى از اصفهان رسيد و سيد على را در دژ حويزه به زنجير كشيد و حكومت بار ديگر به سيد فرج الله مشعشعى رسيد . اين بار سيد ، پس از استقرار بر مسند حكومت ، از دربار اصفهان خواست كه فرمان حكومت حويزه را به نام پسر وى عبد الله صادر كند . شاه سلطان حسين نيز اين پيشنهاد را پذيرفت و سيد عبد الله را با فرمان حكومت به سوى حويزه فرستاد . اما سيد فرج الله كه از اين كار خود پشيمان شده بود با فرزند به دشمنى برخاست و كار به جنگ كشيد . پسر نيز تيغ بر روى پدر كشيد و او را در جنگ مغلوب و مجروح ساخت . در زمان حكومت همين سيد عبد الله است كه بار ديگر تركان بر بصره دست يافتند . بدين ترتيب كه ابراهيم خان كه مرد با كفايتى بود از حكومت بصره معزول شد و كار حكومت بر يكى از افراد بىكفايتى كه مسلما مورد حمايت دربار
اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1105 تا 1135 ق ) ( فارسي ) — صفحة 19 | عبد الحسين نوائى