تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
ديگر در هر شهر كه مردم انگليس باشند و احدى از ايشان فوت شود ، مال او را آنچه داشته باشد احدى مدخل ننموده گذارند كه ايلچى و قونصل ايشان موافق ملت عيسوى ضبط نموده به وارث رساند و محلى كه جهت مقبرهء موتى جماعت مسيحيه دارند ايشان نيز مقبره نموده احدى مانع نشود . ديگر متاعى كه مردم انگليس به ممالك محروسه آورند و از ممالك محروسه به مملكت فرنگ و هر جا كه خواهند برد ، در باب باج و ده يك به نوعى كه در استنبول و حلب و ساير ولايات روم با ايشان عمل مىنمايند در ممالك محروسه نيز به همان قاعده عمل نموده باج و ده يك موافق همان بازيافت نمايند و زياده از آن طلب ننمايند و راهداران راهدارى موافق معمول قديم ستاده زيادتى نكنند و آنچه از اموال مردم انگليس دزد و حرامى برد ، حكام و راهداران آن محل پيروى نموده مال ايشان را پيدا كرده در حضور قونصل و كشيش ايشان موافق شرع خاطر نشان نموده تسليم نمايند و الا خود از عهده بيرون آيند . ديگر اگر ميانهء مسلمانان و مردم انگليس در داد و ستد معاملات قضاياى جزئيه روى نمايد كه رجوع به شرع شود ، حكام ايشان را نزد قونصل انگليس فرستند كه قونصل ايشان را به شرع برده آنچه موافق حكم شرع باشد به عمل آورند و اگر معاملهء كلى و زياده از بيست تومان باشد ، قونصل ايشان را نزد ايلچى انگليس كه در دادگاه معلى باشد فرستد كه ايلچى در حضور قضات اسلام آنچه موافق شرع شريف باشد عمل نمايد . ديگر اگر احدى از مردم انگليس در ممالك محروسه كدخدايى اختيار نمود ، دختران نصارى خواه از ارامنه و خواه ساير عيسويه ، خواستگارى نمايد ، فرزندان كه به هم رسانند هر گاه پدر و مادر فوت شود ، حافظى از طبقهء نصارى نداشته باشد و به اسلام در نيامده باشند او را به ايلچيان و قونصل انگليس سپارند كه محافظت نمايد . ديگر هر متاعى كه مردم انگليس به ممالك محروسه آورند و در ممالك محروسه به مدعاى ايشان فروخته نشود و خواهند كه به محل ديگر برند ، احدى مانع نشده گذارند كه متاع خود را به انگليس و هر محل ديگر كه خواهند و رضا داشته باشند برند . خلاف آن از سپاهى و رعيت تا تجار و سوداگران و ساير مردم ما و ايشان به