تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
محروسه به رضا و رغبت خود مسلمان شود ، در هر جا و محل كه خواهد بوده باشد و مال او تعلق به او داشته باشد . ديگر آن كه جمعى از مردم انگليس كه به تجارت و سوداگرى به ممالك محروسه آيند هر قسم اسلحه و يراقى كه خواهند نگاه دارند احدى متعرض نشود و اگر احدى از هر طبقه در ميانهء ايشان دزدى يا حراميگرى نمايد ، اگر در محل دزدى يا حراميگرى آن كس كشته شود حكام متعرض نشوند و اگر دزد يا حرامى گرفتار شود ، اگر دزد يا حرامى مسلمان باشد ، حكام آن محل در حضور قونصل بعد از خاطر نشان او را به جزا و سزا رسانند و اگر فرنگى باشد قونصل او را به قتل رساند . ديگر آن كه هر گاه ايلچى كه از جانب پادشاه عالى جاه انگليس به ممالك محروسه آيد ، خواه بزرگ ، خواه كوچك ، در شهرهاى قلمرو همايون نايبى كه به اصطلاح فرنگيه قونصل مىنامند تعيين نمايد كه راتق و فاتق مهمات ايشان بوده باشد ، حكام كرام اعزاز و احترام قونصل ايشان كه به اختيار خود در ممالك محروسه تعيين شده باشند به جاى آورده صورت اين عهد نامهء همايون كه در دست هر يك باشد به مضمون آن عمل نموده تجاوز ننمايد . ديگر در هر شهر و ولايت كه قونصل ايشان باشد و از احدى نسبت به مردم انگليس تعدى و [ بى ] حسابى واقع شود ، قونصل به حاكم آن محل گويد . اگر حاكم غوررسى نكند ، قونصل مزبور حقيقت را به ايلچى كه در ركاب نصرت انتساب بوده باشد اعلام نمايد كه ايلچى به خدمت اشرف عرض نمايد كه نواب همايون ما رفع بىحساب نموده هر يك مرتكب آن شده باشد تنبيه فرماييم . ديگر [ آن كه ] چند نفر كلمه « 1 » چى كه از جانب ايلچى انگليس در ممالك محروسه و قلمرو همايون محل اعتماد ايشان باشد ، به سخنان ايشان كه از زبان قونصل و ايلچى گويند اعتماد نموده به آن عمل نمايند و به نوعى كه مردم انگليس را حرمت و عزت مىدارند ، كلمچيهاى ايشان را نيز معزز و محترم دارند . ديگر اگر از جانب ولايت روم يا جاى ديگر مردم انگليس را به اسيرى آورند و در ممالك محروسه و قلمرو همايون بفروشند و مردم انگليس ايشان را بشناسند ، اگر به اسلام در نيامده باشند ، به هر قيمت كه خريده باشند ، همان قيمت را از ايشان ستاده اسير را به ايشان سپارند .
هامش
( 1 ) - به معناى مترجم ، ديلماج .