نمايندهء مسكو نيز ضمن شرح گرفتاريهاى فراوان پادشاه عثمانى ، اظهار داشته بود كه با كمك دولت ايران به آسانى مىتوان سلطان عثمانى را از بين برداشت . دربار ايران به دو خاطرنشان كرده بود كه اگر دولت عثمانى ناتوان و زبون گشته است ، دولت ايران حرفى ندارد . اما ايران نمىخواهد كه دولت عثمانى كاملا نابود شود . زيرا هر چند كه دولت عثمانى براى ايران همسايهاى نيرومند است و گاهى هم وسايل مزاحمت ايران را فراهم مىنمايد ، ولى اگر به جاى دولت مسلمان عثمانى ، دولتى عيسوى مذهب وجود داشت ايران با مشكلات بيشترى روبهرو بود . براى دولت ايران نفعى ندارد كه دولت عثمانى كاملا ناتوان شود و نتواند از خود دفاع كند . زيرا براى كشور ايران عثمانى در حكم سد محكم و استوارى است كه از هجوم سلاطين مسيحى به ايران جلوگيرى مىكند .
سرانجام وقتى اصرار و الحاح سفيران لهستان و آلمان و روسيه افزايش يافت ، اعتماد الدوله بدانان گفت آقايان فراموش مفرماييد كه باز كردن سر كندوى بسته كار خطرناكى است . زيرا كسى كه سر كندو را باز مىكند ، ممكن است در معرض حملهء زنبوران قرار گيرد . نظر صدراعظم در بيان چنين مطلبى اين بود كه تا پادشاه عثمانى ، كه مخوفترين دشمن ايران است ، سرگرم جنگ و مبارزه با مسيحيان مىباشد ، دولت ايران در آرامش به سر مىبرد . اما اگر ايرانيان به اتحاديهاى بر ضد عثمانى ملحق شوند ، تاتارها و اوزبكها و مغولها « 1 » كه همگى مسلمان هستند ، براى دفاع از سلطان عثمانى ، به ايران حمله خواهند كرد و هر چند قواى تاتارها در برابر نيروى نظامى ايران مانند مگس باشند ، شمار فراوان آنان ممكن است موجب سلب آسايش و آرامش ايرانيان شود بدون آن كه از طرف دول مسيحى كه از ايران دور مىباشند اميد كمكى وجود داشته باشد . » « 2 »
همين سانسون كشيش در مورد روابط ايران و هلند نيز مطالبى دارد كه بسيار ارزنده و در عين حال شيرين و دقيق است . وى مىنويسد :
« در سال 1686 هلنديها فهميدند كه چگونه ايرانيان از ضرب المثل
هامش
( 1 ) - منظور گوركانيان هند است از احفاد تيمور .
( 2 ) - سفرنامهء سانسون ( ترجمهء نقى تفضلى ) ص 175 - 172