تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
معروف خود كه « ازين ستون به آن ستون فرج است » يعنى از امروز و فردا كردن به نفع خود استفاده كنند . » هلنديها از بدى جنس ابريشمى كه از انبار شاه تحويل مىگرفتند مكررا شكايت مىكردند . زيرا متعهد بودند كه بر طبق قرارداد با ايران هر ساله سيصد بار ابريشم از انبار شاه خريدارى كنند . پس از آن كه از شكايات مكرر خويش طرفى نبستند يعنى كسى گوش به شكايت ايشان نداد ، هلنديها چهار كشتى جنگى به خليج فارس فرستادند و بندرعباس را به توپ بستند و جزيرهء قشم را متصرف شدند . ايرانيان كه ، براى جنگ با هلنديان در دريا ، كشتى جنگى نداشتند ناگزير به حرفهاى بىاساس و وعده‌هاى شيرين هلنديها را فريب دادند كه نماينده‌اى به دربار صفوى بفرستند تا خواسته‌هاى ايشان مورد بحث و مذاكره قرار گيرد . هلنديها هم نماينده‌اى به نام وان هول « 1 » به دربار ايران فرستادند . وان هول با خدم و حشم فراوان به اصفهان آمد و مدت سه سال با همراهانش در ايران ماند ، بدون آن كه درين مدت كسى از آنان بپرسد كه كيستند و چه كاره‌اند و براى چه به ايران آمده‌اند . وان هول ، پس از سه سال عريضه نوشتن به دربار و تقاضاى شرفيابى كردن و جواب نگرفتن سرانجام خسته شد و ناگزير پس از آن همه مخارجى كه در طى اقامت در ايران متحمل شده بود ، مخارج ديگرى هم براى گرفتن اجازهء مرخصى تحمل كرد و جزيرهء قشم را هم پس داد و با هزار زحمت از ايران خارج شد . وقتى به دو اجازهء مراجعت دادند به او گفتند كه لازم مىدانند اين نكته را يادآور شوند كه هلنديها مردمى تاجر پيشه‌اند و شايسته نيست كه عدالت را به زور گلولهء توپ از پادشاهى مطالبه كنند . « 2 » پاپ اينوسان يازدهم نيز در زمينهء جلب نظر دربار ايران براى تشكيل اتحاديه‌اى بر ضد تركان عثمانى ، به شاه سليمان نامه‌اى نوشت . ولى شاه سليمان پيشنهاد وى را نپذيرفت و جواب داد كه « چون دير باز و زمانى دراز است كه اين خانوادهء معدلت رسوم با پادشاهان آن مرز و بوم صلح نموده‌اند و درين مدت متمادى از آن جانب امرى منافى به ظهور نرسيده درين وقت ارتكاب مراتب خلاف رضاى بىهمتا و مخالف فرمودهء حضرت پيغمبر و در عهدهء تعويق و
هامش
( 1 ) -Van Heuvle( 2 ) - سفرنامهء سانسون ص 171