چهل عدد عمامهء زربفت ابريشمى
چهل طاقه اطلس گوناگون
سى طاقه تافته
دوازده طاقه پرنيان
بيست طاقه تافتهء مخطط زرين و سيمين
چهل قطعه كارد و چنگال دسته كهربا
پيشكش امير الحاج
پنج راس اسب تازى
يك دست زين و يراق نقرهء مطلا
يك قطعه غاشيه از ماهوت زربفت
اما اين همه رفت و آمدها و حتى پذيرايى از سفيران بر سفرههايى كه تمام اسباب و اثاث آن طلا بود ، نه براى دولت ايران سودمند افتاد نه براى ملل اروپايى . زيرا پادشاه ايران بىحالتر از آن بود كه بخواهد دست به اقدام درخشانى زند . وى ، همانطور كه شاردن نوشته است ، پس از عهدنامهء زهاب و استقرار آرامش نسبى در مرزها ، چونان ديگر ايرانيان آن روزگار سست و ناز پرورده بار آمده بود . وى مرد شراب و كباب و رباب بود نه اهل توپ و شمشير و ركاب . درست است كه سانسون مىنويسد شاه با كمال مهارت شمشير به دست مىگيرد و شمشير مىزند و هيچ كس درين زمينه به پاى او نمىرسد يا اين كه شاه باكمانى تيراندازى مىكند كه جز شاه كسى قادر به خم كردن آن نيست . ولى اين شجاعت و صلابت شاهانه در بين زنان حرم بود يا در ميان رجال دربارى و شاه صفوى اهل ميدان جنگ و عرصهء كارزار نبود . وى راحت طلبى و عشرت جويى را صلح دوستى و آرامش خواهى نام نهاده و در حرمسرا جا خوش كرده بود . به طورى كه يكى از مورخين مىنويسد هفت سال از حرمسرا بيرون نيامد .
كمپفر درين باره شرح جامعى آورده است كه به اختصار از آن ياد مىكنيم . چون او همه چيز را به چشم خويش ديده و به گوش خود شنيده .
« شاه چندان به صلح و آرامش علاقمند است كه تحمل حرف زور و