تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
موقوف به وقت خود است . » شرح سياست خارجى شاه سليمان را نمىتوانم به پايان برم مگر آن كه از هيات سفارت سيام ياد كنم . توضيح آن كه پادشاه سيام موسوم به فرانارايى ، وزير خود حاجى محمد سليم مازندرانى را كه از ايرانيان كشور سيام بود و قصد زيارت مكه داشت ماموريت داد كه به ايران آمده پيام مخدوم خود را مشعر بر مراتب و داد و دوستى به پادشاه صفوى برساند . اين هيات در سال 1093 ه . ق / 1681 به اصفهان رسيد و نامهء پادشاه سيام را با هدايائى به ارزش پنج هزار تومان تقديم داشت . شاه سليمان متقابلا هياتى را به سركردگى حسين بيك از سران « خاصهء شريفه » و موسى بيك پيرزاده قورچى و ابراهيم بيك پيشكش نويس خاصه و يك قورچى و دو غلام خاصهء شريفه و يك تفنگچى و دو توپچى و محمد ربيع منشى تفنگچيان خاصه به سيام فرستاد . اين هيات ، در 25 رجب 1096 / 27 ژوئن 1685 ، از بندر عباس به كشتى نشست و به عمان رفت و سپس در بندر چيناپتان توقف كرد . اين هنگام مصادف بود با جلوس جيمز دوم پادشاه انگلستان و انگليسيها به اين مناسبت جشن مفصلى برپاى كردند و هيات سفارت ايران را بدان جشن دعوت نمودند . محمد ربيع منشى كه شرح اين سفر را نوشته وصف جالب توجهى از دلربائى زنان انگليسى به دست داده است . پس از رسيدن به تنسرى پايتخت سيام ، حسين بيك رئيس هيات سفارت درگذشت . هيات ايرانى سرانجام در رجب سال 1099 پس از يك سفر سه ساله به ايران بازگشت . شرح اين سفر رسالهء دلكشى است به نام سفينهء سليمانيه و آنچه بر لطف و ارزش اين كتاب مىافزايد اطلاعات دقيق و ارزنده‌اى است از وضع ايرانيان در سيام و نفوذ تمدن و فرهنگ ايران در آن سرزمين دور دست . درين كتاب آمده است كه پادشاه سيام به مذهب شيعه دلبستگى داشته و وزيران خود را از ميان ايرانيان بر مىگزيده و بر سر سفرهء وى خوراكهاى ايرانى چيده مىشده . محمد ربيع مىنويسد كه مردم سيام به شاهنامه و خاصه به داستان سياوش علاقهء فراوان ابراز مىكردند و ترجمهء سيامى اين داستان را براى سلطان مىخواندند و آداب و ترتيبات رسمى دربار ايران ، حتى برگزارى سوگوارى ائمهء