نامهء شاه عباس ثانى به اورنگ زيب « 1 »
[ تَبارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ . الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ . ]
جواهر زواهر نيايش بيش از قياس و لآلى متلالى ستايش لا يتناهى اساس « 2 » كه كفهء زبان و ميزان بيان از كشيدن آن قاصر و بازوى توان از تعقل آن فاتر باشد ، نثار سراى مالك الملكى كه مقرنس چرخ كبود از شهرستان عظمت او كاخى است و شجرهء بديع الازهار وجود از گلشن وسيع الفضاى قدرت او شاخى است . ديدهء دقيقه شناس رموز آفرينش روزنى است به صحراى بىانتهاى قدرتش گشاده و روشنى اذهان دانشمندان چراغى است در راه معرفتش نهاده . دور گردان اضداد را از جامه خانهء وصفش لباس اتحاد و تاليف خلعتى است شايسته بر دوش و ميگساران ميكدهء عرفان را فروغ مهر منير بادهاى است مدام در جوش . زبان شيرين سخنان شكرستان شكر طرازى از خوان نوالش انگشت شهدى است به كام كشيده و نگاه سرمستان بنگاهى بادهاى است به مدعا رسيده
ساخته از لطف پى خاكيان * چارحد باغچهء كن فكان « 3 »
ديدهام اين باغ پر از رنگ و بو * يك گل رعناست شب و روز او
و نقود درود نامحدود و صلات و صلوات نامعدود هديهء جناب سيد كونين و سرور ثقلين و شهريار خافقين ، اعنى ثمر شجر گلشن ايجاد و نتيجهء صغرى و
هامش
( 1 ) - عنوان در نسخه : « سواد نامه كه به پادشاه و الا جاه اورنگ زيب نوشته شد . » اين نامه در كتاب عباس نامه هم آمده است .
( 2 ) - عباسنامه : نيايش بى حد و لالى متلالى ستايش لا يحصى و لا يعد
( 3 ) - اشارتى به كلام الهىكُنْ فَيَكُونُ« در آيات متعدد من جمله :إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ» ( البقره 117 ، آل عمران 47 ) و يا در آيه 73 از سوره الأنعام :وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَ يَوْمَ يَقُولُ كُنْ فَيَكُونُ قَوْلُهُ الْحَقُّ