مبين اين مرام آن كه بر عالم ظاهر و هويداست كه از زمان صبح عالم افروز اين سلطنت عظمى پيوسته فى ما بين فرمانروايان اين دو دولت محكم بنياد خداداد رابطهء دوستى و و داد و محبت و يگانگى و اتحاد رشك فرماى سلاطين زمان و خواقين دوران بوده از جمله آثار اين معنى آن كه در زمان نواب جنت مكان عليين آشيان جد بزرگوارم « 1 » طاب ثراه كه پادشاه خلد آرامگاه ، جد رفيع المقدار آن و الا تبار « 2 » ، گلشن جنت نشان ايران را به يمن قدوم بهجت لزوم منور ساخته بودند ، به ازاى تفقدات و مهربانى كه از نواب جنت مكان عليين آشيان نسبت به آن جناب به منصهء ظهور رسيده بود دار القرار قندهار به نواب سابق الالقاب تكلف نموده و به تصرف منسوبان اين دودمان دولت و الا داده بودند و آن ملك كه در حقيقت سند التيام طرفين و نشان دوستى جانبين بود تا حين رحلت نواب جنت مكان عليين آشيانى در تصرف كاركنان اين دولت ابد مدت استقرار داشته و بعد از مسافرت نواب جنت مكان به جوار رحمت ملك منان كه متغلبهء اوزبك انتهاز فرصت نموده و در بعضى از ولايات خراسان تصرف نموده بودند ، مستحفظان قندهار ، به علت وقوع موانع و انسداد شوارع و مراعات نسبت دوستى ساطع ، جدايى منظور نداشته به فرمانروايان آن سلسلهء جليله رجوع كرده ولايت مزبور را به تصرف ايشان داده بودند در عهد سلطنت و زمان خلافت نواب گيتى ستان فردوس مكان جد بزرگوارم « 3 » كه خار وجود اشرار اوزبكيه از بوستان خراسان به داس شمشير غازيان ظفرنشان زدوده و زنگار موانع از آينهء ملك و ملت زدوده و مسالك و شوارع به مفتاح سعى مجاهدان گشوده شده بود ، در حينى كه استرداد آن ملك نموده ، بنا بر دوستى قديم به نوعى كه مسموع شده باشد منهل عذب يگانگى و مودت سابق ازين رهگذر غبارآلود كلفت نگرديد . بلكه روابط الفت و صداقت بيشتر از پيشتر فى ما بين نواب گيتى ستان فردوس آشيان جد بزرگوارم « 4 » و نواب جنت مكان جد اعلاى ايشان « 5 » استحكام يافت و پيوسته
هامش
( 1 ) - منظور شاه طهماسب است كه همايون پادشاه گوركانى هند به دو پناه آورد و با كمك نظامى ايران بار ديگر سلطنت خود را باز يافت .
( 2 ) - يعنى همايون
( 3 ) - يعنى شاه عباس اول
( 4 ) - يعنى شاه عباس اول
( 5 ) - يعنى جهانگير پادشاه هند