تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
شكافته قلبش را بيرون آوردند و جسدش را به مزبله پيش سگان انداختند . پس از آن كه راج‌گر پايتخت سارهاتا تصرف شد ، خانوادهء سيواجى و سيمبهوجى نيز به اسارت افتادند . جنگهاى دكن هر چند به طول انجاميد و باعث شد كه خزانهء دولت گوركانى نقصان فاحش پذيرد ، ولى در مقابل قدرت و توسعهء دولت گوركانيان هند را به آخرين مرزهاى خويش رسانيد . اورنگ زيب نتوانست لذت اين موفقيتها را به خوبى درك كند . زيرا بر اثر بدگمانى و بىاعتمادى وى ، پسرانش ازو رنجيدند و سر به شورش برداشتند . پسر سومش محمد اكبر به ايران گريخت و ديگر بازنگشت . پسر ارشدش به سوءقصد و دسته بندى بر ضد پدر متهم شد و به زندان رفت و پسر دومش محمد اعظم سر به شورش برداشت . لذا اورنگ زيب كه با شورش مجدد هندوها روبه‌رو شده بود مجبور شد كه با همه پيرى ، به جنگ مهاراتها برود . اما درين جنگ ، اورنگ زيب توفيقى نيافت . زيرا سپاه سنگين وى در برابر مهاراتهاى سبك اسلحه كه بر روى قاطرها به سرعت از طرفى به طرف ديگر مىرفتند كارى از پيش نمىبرد . در اواخر سلطنت وى اوضاع هند دچار هرج و مرج شد و وضع مالى كشور به وخامت گرائيد . رشوه و اختلاس رواج يافت و ظلم و جور به نهايت رسيد . با اين حال اورنگ زيب كه بالغ بر نود سال داشت همچنان مىكوشيد تا شايد راهى براى نجات يابد . اما بىفايده بود . در سال 1706 / 1118 ه پس از 24 سال جنگ پياپى در دكن ، در جنگ با مهاراتها نزديك بود كه به دست دشمن گرفتار شود . لذا به احمدنگر عقب نشينى كرد و در همين سال درگذشت . در آن تاريخ بيش از نود و يك سال داشت . زيرا تولدش در شب يكشنبه 15 ذيقعده سال 1027 واقع شده بود . مدت سلطنتش نزديك به چهل و هشت سال ادامه يافت .