سفينهء الاوليا كه نخستين كتاب اوست در شرح حيات پيغمبر اسلام و خلفاى راشدين و ائمهء اثنى اعشر و ائمهء چهارگانهء اهل سنت و همچنين تراجم سلسلهء جنيديه و قادريه و نقشبنديه و چشتيه و كبرويه و سهرورديه و مشايخ متفرقهء صوفيه همراه با شرح حال زنان و دختران پيغمبر اكرم ( ص ) و زنان عارفه و صالحه .
سكينة الاوليا كه در سال 1052 تاليف شده در شرح زندگانى صوفى معروف شيخ عبد القادر گيلانى و زندگى ميانجو و ملا شاه و ساير مريدان و خلفاى ميانجو كه معلم و مرشد دارا شكوه بود .
مجمع البحرين ( 1065 ) در جمع گفتهها و انديشههاى ديانت اسلام و آيين هندوان .
سر اكبر يا سر الاسرار كه ترجمهء پنجاه اوپانيشاد است از متن سانسكريت .
اين كتاب عظيم و ارزنده را دارا شكوه در سال 1067 يعنى دو سال پيش از مرگش در دهلى با يارى دانشمندان هند ترتيب داد و آن قديمترين و دقيقترين ترجمهء اوپانيشادهاست به زبان فارسى از متن سانسكريت . به نحوى كه دانشمندان اروپايى كه خواستهاند اوپانيشادها را به زبان مورد نظر خويش ترجمه كنند يا از ترجمهء دارا شكوه در زبان فارسى استفاده كردهاند يا از ترجمهء لاتينى آن ترجمه « 1 »
هامش
( 1 ) - اين جا بايد به دو نكته اشاره كنم . نخست اين كه در نوشتن شرح حال دارا شكوه از مقدمهء جامع و فاضلانه آقاى جلالى نائينى بر كتاب سر اكبر كه خود طبع انتقادى خوبى از آن كردهاند استفاده بردهام . ما را حق نعمتش به به ياد است هنوز .
دوم اين كه اعتراف كنم در بيان شرح حال دارا شكوه به تفصيل گرويده و مقتضاى تناسب را رعايت نكردهام . علت اين است كه به راستى دريغم آمد اين مرد محقق دانشمند و كنجكاو و بلند نظر را تنها به صورت يك شاهزاده معرفى كنم . امثال دارا شكوه را چگونه مىتوان با سلطان عوام فريب نيرنگ باز سخت كش خونخوار قدرت طلب و بى سوادى چون اورنگ زيب مقايسه نمود .