نامه به سلطان محمد مراد بخش
تازه گلبرگ بهارستان دوستى و مواخات ، ثمر پيش رس حسن ملاقات .
بلبل داستان طراز صداقت و مودت ، طوطى مرآت صفاى طويت و صداقت ، اعنى نامهء و الا و مكتوب معلى ، در وقتى كه شواهد مرام و عرايس كام در خلوتسراى حصول و حجال قرب وصول از هر هفت تمامى آراسته پيرايهاى به جز مژدهء صحت ذات شريف در كار نداشته مانند بهار به چمن و شمع به انجمن فيض ورود ارزانى داشته به شيرينى روايح خلت و چاشنى حلاوت و بسط اخوت و الحان يكتادلى و محبت و اداى سخنان دلاويز صداقت مشام دوستى و ذائقهء يكجهتى و سامعهء گوش بر آوازى را عنبر آمود و شكر اندود مجمع سرود گردانيد و انوار شاخسار دوستى كه منتج اثمار مطالب است در اهتزاز آمد و غنچهء حال محبت منزل كه آرايش نوبهار يگانگى است شكفتن آغاز نهاد و حامل صحيفهء اتحاد و رقيمهء و داد ، به آيينى كه شيوهء پاسداران كنوز رموز باشد ، در حريم عزت كه از غبار وجود اغيار معرا و از غش نامحرمان مخدرات مصفا بود ، ودايع رموز مكتومه را كه تبليغ آن حواله به زبان سخن طرازان قابل امانتدارى جواهر اسرار شده بود به موقف عرض رسانيد و به دستور ، حامل سخنان مودت اساس شد كه در بزم ائتلاف و اتحاد گزارش دهد . « 1 »
هامش
( 1 ) منشآت وحيد قزوينى