الطاف الهى طلوع صبح پر نور از شبهاى ديجور ناچار و پراكندگى ابرهاى تيرگى اندوز از چهرهء مهر عالم فروز بىاختيار است .
شرحى كه در باب فرستادن عساكر و تصرف ملك بهككر بر زبان خامهء اظهار جارى شده بود به مسامع اطلاع و آگاهى رسيده چون شوق ملاقات فايض الانوار و ديدن ديدار فرخنده آثار فوق الغايه است مناسب شيمهء و داد و ملايم طريق دوستى و اتحاد چنين مىنمايد كه در بزم افروزى مجلس انس دوستان تاسى به سنت سنيهء جد امجد والاشان « 1 » خود نمايند كه بعد از نشات يا بى كيفيت ملاقات سعادت نشان و سير متنزهات ملك بىكران ايران و وقوع محاوره و مشاهده به عون عنايت خالق انس و جان متمنيات خاطر و الا به طريق احسن به حصول پيوندد و در باب آوردن بعضى از اسباب از الكاى مذكور كه خاطر متعلق به آوردن آنها باشد ، رقم اشرف به اسم ذوالفقار خان صادر شد كه درين باب آنچه لازم داند به عمل آورد .
ان شاء الله تعالى ، بعد از تاسيس اساس يكجهتى ، خاطر همايون به گوشهء مختصر بهكر ، راضى نشده در هر باب آن واقف رموز سلطنت و جلالت امور عظيمه منظور نظر كيميا اثر خواهد بود . به جهت سرانجام اسباب سلطنت و نگاهدارى سررشتهء رسوم و آداب ، خدمت ( فلان بالقابه ) كه يكى از طرز دانان بزم جاه و جلال است تعيين شده متعاقب احراز اين سعادت خواهد نمود . ضمير انور و خاطر فيض گستر را به شوائب وقوع حوادث مكدر نداشته خوش وقت خواهند بود .
آفتاب حصول امانى از افق اقبال مصون از اختلال طالع و لامع باد . « 2 »
هامش
( 1 ) - منظور همايون پادشاه هند است كه به ايران آمد و پس از زيارت آستانهء قدس رضوى و بقعهء اردبيل و ديدن ديگر نقاط ايران ، شاه تهماسب نيروى نظامى همراه او كرد و او به كمك اين نيرو توانست بار ديگر بر كابل و سپس بر هند مستولى شود .
( 2 ) منشآت ميرزا طاهر وحيد قزوينى