تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١

نامهء شاه عباس ثانى به دارا شكوه « 1 »

نوباوهء حديقهء دوستى و اتحاد ، ثمر پيش رس يكتا دلى و و داد ، رحيق خمكدهء ائتلاف و اتفاق ، سر جوش ميخانهء مودت و وفاق ، اعنى گرامى مكتوب بدايع اسلوب اعلى حضرت ( فلان بالقابه ) در ساعتى مسعود و زمانى محمود كه شاهد كام جويى را پيرايهء تمامى در بر و ساقى آمال را بادهء وصول و حصول در ساغر بود فيض وصول ارزانى داشته ذائقهء نشاط و انبساط را شيرين و محفل خلد مشاكل شكفتگى را رنگين گردانيد . كيفيت بادهء رسيدهء رسيدن آن زينت بخش ديهيم و گاه ، به حوالى بهكران ، دوستان هواخواه را دماغ انتعاش دو بالا رسانيد .
از آن افزايد از مكتوب شادى دوستداران را * كه فيض صحبت ياران بود مكتوب ياران را
آنچه از تقاليب ادوار و شورش احوال و اوضاع هندوستان و نيرنگى چرخ گردان زبان زد خامهء فصيح البنيان شده بود در مرآت ضمير و الا جلوهء عيان نمود . بر خاطر خطير و الا كه مرآت حقايق نماى اشياست روشن است كه بر مهر فروزان وقوع كسوفات و احتجاب غيوم متراكمات كه بعضى اوقات احتمال آن به مقتضاى حركات ناهنجار چرخ دوار ناچار است موجب نقصان ضيا و بها و منشاء زوال فروغ جهان آرا نمىشود و اين گونه عوارض به هيچ وجه زنگ چهرهء اقتدارش نمىگردد . خاطر و الا به عنايات خالق ارض و سما و دوستى دوستان صادق الولا مطمئن داشته مشرب عذب توكل را غبار آلود كلفت نگردانند كه به عون
هامش
( 1 ) - عنوان در نسخه منشآت : « در جواب نامهء سلطان دارا شكوه در حينى كه ارادهء ايران داشته »