عرش درجهء سدره مرتبه « 1 » روشن سازد و بنا بر كثرت مشاغل جهانيانى و شواغل كشور ستانى از احراز اين سعادت عظمى و عطيهء كبرى محروم بود ، درين ايام سعادت انجام كه از مهام كلى و جزيى آن حدود بالكلية فراغت حاصل گرديد ، مناسب چنان نمود كه رقبهء همت و الا نهمت را از ربقهء اين دين واجب الاداء آزاد ساخته به اين تقريب پژوهش احوال ساكنان خراسان نيز كه به سبب بعد مسافت از مستقر خلافت از استفاضهء انوار عنايات شامله چنانچه شايد بهرهور نگرديده بودند به نوعى كه مقتضاى عدالت كامله باشد كرده شود و در حين ورود اين ديار به جهت رعايت قرب جوار و ارتباط و التيام آباى و الا تبار لازم دانست كه به ارسال صحيفه كه مذكر شيوهء ستودهء دوستى و اتحاد قديم باشد محرك سلسلهء ارتباط گردد و چون مبين و معين است كه واليان ممالك مودت را بعد از تشييد قواعد صداقت و الفت و ارتفاع حجب مباينت و منافرت در بود و نبود ويرانهاى كه بر گذرگاه سيلاب حوادث است با هم مضايقه نخواهد بود . در آن تذكرهء يكجهتى و يكتادلى اشعارى به خواهش قندهار شده بود و مظنون بل متيقن بود كه نظر بر روابط مزبور نموده همت والاى آن عم بزرگوار در انجاح مأمول به قدم قبول پيش مىآيد . بناء على هذا ، با خاصان و ملتزمان ركاب نصرت انتساب متوجه آن حدود گرديد و چون بعد از ورود الويهء سعادت « 2 » به اين ولايت ، منسوبان آن دولت و الا از سير نزهت آباد اتحاد اين دو دولت محكم بنا اغماض نموده چنانچه با بيگانگان سلوك نمايند سد ابواب اطاعت نموده به تصور فاسد اين كه جدايى در ميان اين صدق انديش صداقت كيش و آن عم بزرگوار و الا تبار است در حجب نافرمانى مختفى گرديدند و معارضهء با اين دوست صادق الولا در آينهء اتحاد صورت نافرمانى « 3 » آن و الا جاه عظيم الشان داشت بر ذمت همت فرض گرديد كه سپاه نصرت توأمان را به تاديب آن گروه مشتاق خذلان نامزد فرمايد . لهذا حكم نافذ به صدور پيوست كه اطراف آن قلاع محكم بنا را مركز آسا به دايرهء احاطه در آورده به مفاتيح جلادت در گشايش ابواب مغلقهء آن سعى
هامش
( 1 ) - منشآت وحيد : عرش درجهء رضيهء رضويه على ساكنها الف الف سلام و تحيه
( 2 ) - منشآت : دولت
( 3 ) - عباس نامه : تخلف فرمان