تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨

نامهء شاه عباس ثانى به شاه جهان « 1 »

گوهر الفاظى كه جوهرى انديشه آن را زيور اكليل مقال داند و لعل آبدار معانى كه صيرفى ادراك نكته سنجان به نقود شاباش و آفرينش ستاند شايستهء آن تواند بود كه كرسى بلند پايهء سخن را بدان جواهر زواهر ترصيع داده نام نامى و اسم سامى آن پادشاه و الا جاه را بر آن مسند معلى نشانند و ازهار هميشه بهار يكتادلى را به مشك اندود ساختن آن سرير گردون نظير از تنسم نسيم اعلان و اظهار بر اطراف بزم دوستى و ولا افشانند كه از شميم عنبر آگين اين رياحين دماغ نكهت شناسان گلشن و داد تازه و صفير عندليب ارتباط و اتحاد قديم بلند آوازه گردد . لله الحمد و المنة ، اگر چه به حسب ظاهر فايت نعمت عديم البدل مجالست و ادراك صحبت است ، اما پيوسته در عالم معنى ابواب اين بوستان بر چهرهء قلوب دوستان گشاده و اسباب مكالمهء غايبانه كه به سفارت نامه و زباندانى خامه حاصل مىگردد آماده است . اميد كه همواره شاهراه ائتلاف و اتحاد باز و دست حصول مآرب برين بوستان بىخزان دراز باد . بعد از انطباع نقوش مودت و ولا ، بر مرآت ضمير خورشيد ضيا كه از اشراقات غيبى مضيئى و مستنير است بر لوح ابلاغ مىنگارد كه چون از آغاز عروج معارج دارايى ايران و ارتقاى مدارج عنايات رحمن پيوسته در خاطر حق شناس و ضمير حقانيت اساس مركوز بود كه ديدهء شوق را از خاك آستانهء مقدسهء منورهء
هامش
( 1 ) - عنوان نامه در نسخه : « نامه‌اى كه بعد از فتح قندهار به پادشاه مزبور نوشته شد . » اين نامه در عباس نامه هم آمده .
اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 148 | عبد الحسين نوائى