نمايند . غازيان ظفر توامان كه تشنهء امتثال فرماناند ، در اندك فرصتى به مقاليد سيف و سنان ، اقفال درهاى آن قلاع گردون توامان را از هم گشودند .
بعد از ظهور استيلا و اقتدار بر آن قلاع گردون آثار ، گروهى از محصورين را كه در حين محاصره سالك مسالك ادب و آداب بوده از صراط مستقيم حد خود شناسى عدول ننموده بودند ، با گشادگى جبههء عفو و اغماض ، مشمول عنايات بىغايات گردانيده رخصت انصراف ارزانى نموديم . يقين حاصل و رجاى واثق است كه چون اين معنى از غايت اتحاد و نهايت ارتباط صورت وقوع يافته غبار انگيز مرآت ضمير خورشيد نظير نخواهد شد و ولايات مزبوره و ساير محال ممالك محروسه را متعلق به خود دانسته جدايى منظور نخواهند داشت .
چون غرض انسداد ابواب گفتگوى حاسدان و التيام و ائتلاف اين دو دولت ابد توامان بود ، رفعت و معالى پناه شاهوردى بيك را روانهء خدمت و الا فرموديم كه حقيقت صداقت انديشى و اخلاص كيشى اين مخلص را به آن عم بزرگوار خاطر نشان نمايد .
خورشيد سلطنت و اقبال از افق جاه و جلال طالع و لامع باد . « 1 »
هامش
( 1 ) منشآت وحيد قزوينى ، عباس نامه 125 تا 127 .