تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥

نامهء شاه عباس ثانى به دولت خان كوتوال قلعهء قندهار

ايالت پناه دولت خان بداند كه چون از روزى كه معمار قضا و قدر قلعهء ذات بروج چرخ اخضر را رنگ هستى ريخته و از ليل و نهار در دولختى بر اين حصار استوار آويخته ، مفاتيح ابواب مغلقهء اين حصار را به دست كاركنان كشور شهود و برگزيدگان ملك فسيح الفضاى وجود يعنى رسول مختار وحيدر كرار و آل اطهار او گذاشته‌اند . چنانچه گشايش دريچهء ماه به كليد انامل اعجاز كامل خير البشر ديده‌وران دوربين را بر صدق اين معنى شاهدى است روشن و بر تافتن قفل آفتاب از باب وضع مقرر به دست قدرت قاهرهء ساقى كوثر برين مدعا دليلى است مبرهن . و لله الحمد و المنة كه اين مفتاح جهانگشايى از آباى عظام و اسلاف كرام دست به دست به نواب كامياب همايون ما رسيده و اين گل هميشه بهار از حدايق آمال ما به آبيارى سحاب لطف الهى دميده . از آغاز تنسم نسيم جاه و جلال ابواب مرام بر چهرهء بخت ظفر فرجام ما باز و دست و تيغ اقليم گيرى و جهان ستانى ما بر عالم دراز است و با وجود نيروى سر پنجهء صاحبقرانى و قوت بازوى اقبال سليمانى پيوسته همت و الا و نيت معلى به مقتضاى عدالت كامله و مروت شامله بر آن مصروف است كه مور ضعيفى به غفلت پى سپر مواكب مسعود جنود نامحدود نشده نخست به رشحات زلال نصايح و مواعظ چشم غنودگان خواب غفلت را سرمايهء انتباه و آگاهى كرامت فرماييم و ابواب دخول دار السلام امان بر روى آشنا و بيگانه گشاييم كه هر كس به رهنمايى ديدهء بيدار خود را به اين مأمن جهانيان رساند از تصادم خلل و تعرض خوارى و ذلل مصون و محروس ماند و اگر به اغواى تيره بختى و برگشته روزگارى ازين سعادت محروم مانده اسير پنجهء استيلا و اقتدار سپاه نصرت پناه گردد ، در يوم النشور كه عدالت پيشگان را زمان عيش و سرور و ظلم اندوزان را ظلمت شب ديجور است دامان اعمال غبار آلود و بال و نكال نباشد و لهذا در حينى كه الويهء دولت و اعلام فتح و