تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥

نامهء ديگر به عبد العزيز خان

تا از نتايج اجرام علوى و امتزاجات امهات سفلى خوش نشينان مواليد را حال منتظم و شيرازهء كتاب وجود افراد مكونات به سبب اين اتصال و التيام ملتنم است ، اركان بنيان دولت اعلى حضرت سلطنت و عدالت و شوكت پناه ، شهامت و بسالت و جلالت دستگاه ، نصفت و معدلت انتباه و الا جاه ، زيبندهء مسند بلند پايهء چنگيز خانى ، طرازندهء تخت رفيع الاركان قاآنى ، عبد العزيز خان ، از تشتت و تفرق مصون و گلهاى كامجويى آن سلطان عظيم الشان از نسيم خلاف و اختلاف اضداد محروس و مامون باد . بعد از بسط بساط اظهار يكتادلى و مودت بر ضمير قدسى تخمير منطبع مىگرداند كه بر دقيقه شناسان رموز آفرينش و تماشائيان لوحهء دانش و بينش مخفى و مستور نيست كه غرض اصلى و مطلب كلى سلاطين صداقت آيين و خواقين مروت قرين از تعمير كاخ دوستى و مودت و غرس نهال يگانگى و الفت آن است كه كافهء جمهور و ساكنان ثغور در آن بنيان رفيع الشان از تابش آفتاب حوادث استظلال نموده از اثمار آن دوحهء اطمينان لذت ياب و كام ستان باشند و از آن روز كه به تار و پود سخنان صدق نشان رسولان طرفين و ايلچيان جانبين نسيج مسالمت و مودت و پيوند مصالحت و محبت نقوش اتمام پذيرفته تا امروز با آن كه بعضى اوقات از منسوبان والاشان بلند مكان بعضى امور كه منافى و مناقض صداقت باشد به ظهور رسيده ، نواب همايون ما نظر بر رعايت اين امر اهم كرده حركات آن گروه خسران پژوه را مقرون به عفو و اغماض فرموديم و عساكر نصرت مآثر با نهايت آراستگى و استعداد و عدم اشتغال به امرى از امور ساير بلاد رخصت تلافى و تدارك نيافته‌اند . درين اوقات نيز به عرض رسيد كه بعضى از منسوبان سلطنت و شوكت پناه سبحانقلى خان از وخامت عاقبت نينديشيده به فحواى العادة كالطبيعة الثانية دست غارت و يغما به دواب و اغنام جمعى از