وزن و شكار تذرو و اصناف طيور و سباع و گوزن و ملاحظهء اشجار موزونهء سرو و نارنج و مطالعهء بساتين مشحونه به ازاهير و ترنج تحصيل خوشدلى نموده به اين چراغهاى خورشيد ضيا شمع دماغ مىافروزد ، مناسب چنان نمود كه چند راس اسب تازى و چند وقر بادهء شيرازى كه هنگامهء صيد افكنى ما را از آن آيين و بزم عيش و خوشدلى را از ياقوت رنگين اين تزيين است ، در عالم اتحاد مصحوب فلان ارسال دارد كه آن صدر نشين بزم دريافت در اين معنى با اين دوست يگانگى دوست سهيم باشند و چون فرستادن بادهء تلخ بىمزههاى خوشگوار در ذايقهء اهليت ناگوار و بىمزه مىنمود از هر قسم مزه كه لازم دانست چند وقر فرستاده شد .
اميد كه هنگامه آراى عيش و خوشدلى و كاميابى و كامرانى باشند « 1 »
هامش
( 1 ) منشآت وحيد قزوينى