نامهء ديگر به عبد العزيز خان
پيوسته ساغر سلطنت و اقبال و پيمانهء جهانبانى و اجلال از بادهء مطلب روايى مالامال بوده و نشأة ياب كامرانى جاويد باشند .
بعد از طى بساط خواهش ضمير آسمان پيوند به اصرار ملاقات ارجمند ، بر لوح ابلاغ و صحيفهء اظهار مىنگارد كه چون استفسار از چگونگى گزارش حال سعادت اشتمال دوستان بر ذمت همت آشنايان فطرى قرض واداى آن مانند فرايض خمسه فرض است ، درين وقت كه فلان روانه بود ، تحفهاى كه در نظر همت و الا در آيد جز خبر سلامتى حال و خوشوقتى آن و الا تبار رفيع مقدار نيست ، لازم دانست كه به ارسال اين تذكرهء دوستى محرك سلسلهء يكجهتى گرديده استعلام چگونگى ذات مرضية السجيات نمايد ، قدرى از شراب لعلى كه قفل دلها را كليد و ياقوت روح را اكسير و جان را قوت است چراغ راه يگانگى به اظهار نموده بعد ازتر دماغى ازين صاف ميكدهء يگانگى به اظهار شادكامى مزاج و هاج كه بادهء بىخمار مخموران محفل دورى است دماغ آشنايى را نشأت بخش مسرت بىاندازه خواهند ساخت . « 1 »
هامش
( 1 ) منشآت وحيد قزوينى