ابو الغازى خان والى اورگنج كه نمك پروردهء دربار صفوى بود ، بعد از اسفنديار خان برادر بزرگ خود ، به كمك دولت صفوى بر اورنگ سلطنت خوارزم تكيه زد . وى همواره با دربار ايران طريق اطاعت و ادب مىسپرد و گاه به گاه با فرستادن نامه و هدايا مراتب حق شناسى خود را ابراز مىداشت . ميانهء ابوالغازى خان و عبد العزيز خان صفا و مودتى نبود . حتى وقتى كه ابو الغازى خان دختر خويش به زنى به سبحانقلى خان والى بلخ و برادر عبد العزيز خان داد باز اين كدورت رفع نشد . بلكه ابو الغازى به پشتگرمى داماد خويش ، نواحى قرشى و بخارا را عرصهء تاخت و تاز قرار داد و خرابى بسيار در آن حدود كرد . عبد العزيز خان برادر زادهء خود قاسم خان را كه از جانب وى حكومت اندخود و جيجكتو و ميمنه داشت مامور نمود تا بلخ را از دست سبحانقلى خان بيرون آورد . قاسم خان با سپاهيان خود و جمعى كه از بخارا به دستور عبد العزيز خان نزد او رفته بودند به سوى بلخ روى آورد . ولى چون گروهى عظيم از همراهانش به طرف سبحانقلى خان رفتند ، وى ازين لشكر كشى سودى نبرد . عبد العزيز خان براى جبران اين شكست نظامى و سياسى ، دست به دامان شاه عباس ثانى زد و عوض محمد چهره آقاسى را با نامهاى به دربار صفوى فرستاد و خواهش كرد كه يكى از « وارثان ملك اورگنج را كه در درگاه آسمان اشتباه بودند » همراه با تركمانان استر آباد و بلخان براى گرفتن سلطنت از دست ابو الغازى خان به سوى خوارزم بفرستند . اما چون ابو الغازى خان نيز از بر كشيدگان دربار صفوى بود ، شاه عباس ثانى دور از جوانمردى دانست كه وى را « بدون آن كه ارتكاب امرى مخالف بندگى كند » بيازارد و از فرمانروايى اورگنج بر كنار كند . ازين روى ، در جواب نامه و خواهش عبد العزيز خان ، نامهاى دلجويانه فرستاد و ضمنا به ابو الغازى خان چنين نوشت :
اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 137
مساهمون: عبد الحسين نوائى
ص١٣٧