تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨

نامهء شاه عباس به ابو الغازى خان « 1 »

پيوسته كوكب مطالب و اختر مآرب ابوالغازى خان از افق حصول طالع و لامع باد . بعد از تشييد مبانى اتحاد و وفاق مكشوف ضمير منير خورشيد اشراق مىگرداند بنا بر اين كه سلاطين مالك رقاب و خواقين كامياب را كه اسباب حصول مآرب مجموع و علل تفرقهء [ مطالب ؟ ] مرفوع است همواره استعلام چگونگى ذات ستوده صفات و احوال سعادت اشتمال دوستان صداقت نشان كه در حقيقت متمم اسباب شادمانى و نشاط و موجب ازدياد مواد ابتهاج و انبساط است منظور نظر و الا مىباشد و مدتى شد كه از كماهى احوال و اوضاع آن سلطنت پناه اطلاع حاصل نبود . لهذا در اين اوقات فرخنده ساعات كه از نيروى عنايات حضرت واهب العطيات ، اسباب جهانبانى منتظم و غنچه‌هاى حدايق كامجويى و كاميابى از تنسم نسايم الطاف الهى متبسم است ، به جهت استعلام اين مرام و حصول اين كام بدين تذكرهء موالات سلسله جنبان مصادقت و مصافات شد و چنانچه در كيش ود و ائتلاف انتظام امور دنيويهء دوستان منظور نظر است همچنين معمورى سراى اخرويهء ايشان نيز در آينهء ضمير منير جلوه‌گر است و چون مكرر به مسامع باريافتگان سرادقات جاه و جلال رسيد كه آن سلالهء چنگيز خانى به كرات در صدد نهب و يغماى سكان ديار ماوراء النهر - بى آن كه از سكان و والى و ارباب و اهالى آن ولايت امرى داعى بر اين حركت صادر شده باشد - در آمده‌اند و بدون صدور محظور احداث شورش و فتور باعث ناخشنودى رب غفور و باز خواست و مواخذهء يوم النشور مىگردد و به مقتضاى ظليت حضرت رحمن كه مومن و مشرك در درگاه خداوندگارى آن حضرت يكسانند رفاه حال افراد ناس در نظر والاى خداشناس
هامش
( 1 ) - عنوان نامه در منشآت : « نامه كه به ابو الغازى خان والى اورگنج نوشته . »
اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 138 | عبد الحسين نوائى