فقرا و عجزه دراز نموده پاى از حد مراعات دوستى بيرون نهادهاند . چون يقين حاصل بود كه اين امر شنيع و شغل فظيع بدون اطلاع و آگاهى آن و الا جاه حقيقت آگاه صورت وقوع يافته ، لازم نمود كه حقيقت اين امر به منصهء اعلام و اظهار رسد كه اگر آن بىسر و پايان بدون اذن و رضاى سلطنت و جلالت مومى اليه ارتكاب آن نموده باشند مقرر دارد كه در صدد منع و تنبيه آن گروه در آمده من بعد ايشان را به نوعى ضبط نمايند كه احدى را اين خيال در خاطر خطور نتواند نمود و اگر سلطنت پناه سابق الالقاب ازين معنى مطلع بوده به فرمان آن گردون خطاب مالك رقاب متقاعد نشود يا مفتنين به فرمودهء سلطنت پناه مزبور عمل ننمايند ، لشكر نصرت اثر به تدارك و تلافى كه به طريق دزدى و راهزنى نخواهد بود مأمور گردند ، آن و الا مكان جلى الشان اين معنى را منافى دوستى و يگانگى ندانسته موكد مودت و مشيد بناى استوار يكتادلى شناسند .
باقى حالات رجوع به تقرير فلان است . اعتماد خواهند فرمود . « 1 »
هامش
( 1 ) منشآت وحيد قزوينى