تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
نفس نفيس به قطع و فصل مهمات و داورى ارباب حاجات مىپرداخت » « 1 » . يك بار جماعتى از مردم شروان به درگاه شاه صفوى آمدند و از محمد خان بيگلربيگى شروان و ستمهايش شكايت كردند . شاه عباس ثانى دستور داد تا هر ستمى كه بديشان شده به تفصيل بنويسند . اما بعد از نوشتن تفصيل هم ، حرف حساب و نظر دقيق شاكيان روشن نشد . شاه عباس ثانى فتحعلى بيك « غلام خاصهء شريفه » را مامور كرد كه با آن جماعت به شروان رود و به حقيقت سخنان طرفين برسد تا عدالت اجرا گردد . محمدى خان ، پيش از آن كه نتيجهء تحقيقات فتحعلى خان روشن و مشخص شود ، چند نفر از شاكيان را به زندان افكند . فتحعلى بيك مراتب را به شاه عباس ثانى خبر داد . شاه صفوى بىدرنگ « به عزل و حبس و ضبط اموال و اسباب » محمد خان فرمان داد . « 2 » اين پادشاه به رعايت مراسم مذهبى ( البته غير از حرمت شراب ) توجه فراوان داشت . به علما و فقها احترام فراوان مىكرد و با آنان به افطار مىنشست و روزه مىگشاد ، شبى در يكى از همين مجالس افطار ، مولانا خليل الله قزوينى را كه از بزرگان عصر و دانشمندان زمان بود احترام فراوان نمود و وى را به خطاب « مستطاب » نواخته فرمود كه كتاب « كافى » كلينى را كه از كتابهاى چهارگانهء مذهب تشيع است « 3 » به فارسى شرح نمايد . شرح قزوينى بر كتاب كافى ، آنچه عربى است شافى نام دارد و آنچه فارسى است صافى . هم در آن مجلس به مولانا محمد تقى مجلسى نيز پيشنهاد كرد تا كتاب من لا يحضره الفقيه را به فارسى شرح كند و براى اقامهء نماز جماعت « رقم اشرف به طلب عالم ربانى محمد محسن كاشانى نفاذ يافت » . اين عالم ربانى كه نامش محمد بن شاه مرتضى مشهور به محسن و ملقب به فيض است تاليفات ارزنده‌اى دارد چون صافى در تفسير و وافى در حديث .
هامش
( 1 ) - عباس‌نامه ص 312 ( 2 ) - ايضا ص 315 ( 3 ) - چهار كتاب اساسى فقه شيعه عبارت است از دو كتاب تهذيب و استبصار از شيخ الطائفه ابو جعفر محمد بن حسن طوسى و كتاب كافى از ابو يعقوب محمد كلينى و من لا يحضره الفقيه از محمد ابن بابويه معروف به شيخ صدوق
اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 112 | عبد الحسين نوائى