مرگ شاه عباس ثانى
شاه عباس ثانى در سال 1076 بيمار شد و به توصيهء پزشكان به مازندران رفت و نزديك سالى در اشرف ( بهشهر ) به عيش و عشرت و شكار و تفرج در دريا گذراند . سپس آهنگ مشهد كرد . ولى در شب 23 ربيع الاول سال 1077 در خسرو آباد دامغان بدرود زندگانى گفت . در آن هنگام بيست و پنج سال و يك ماه و هفت روز سلطنت كرده بود در حالى كه سنش بيش از سى و سه سال و نه ماه و پنج روز نبود .
دربارهء نحوهء مرگ وى در تواريخ ايرانى مطلبى روشن نيامده ولى شاردن كه در آن روزها در ايران بوده شرحى درين مورد آورده است كه به اختصار نقل مىكنيم :
« مرض او ناخوشى مشهور سودايى بود كه لوزتين و گلوى او را خورده و تمام بدن او را مجروح ساخته بود . وقتى او مرد ، دو نفر از خواجههاى معتبر شاه كه بر سر جنازهء او بودند چنين مصلحت ديدند كه بلافاصله زنان و خدمتكاران را از آن محل دور كنند و مرگ شاه را از همه پنهان دارند . در طول مدت بيمارى ، شاه عباس ثانى به هيچ وجه از مرگ خود و تعيين جانشين سخنى نگفته بود . اما دو ساعت پيش از مرگ به خواجه سرايان گفته بود كه مرا مسموم كرديد . اما ، بعد از من پسرى است كه دلهاى شما را خواهد خورد . اين بود تمام آنچه وى از جانشين خود بر زبان آورد . »
امّا انگلبرت كمپفر كه هفده سال بعد از اين تاريخ به ايران آمده شرح مفصل و شگفت انگيزى دربارهء مرگ شاه عباس ثانى نوشته است كه به اختصار چنين است : « 1 »
يك سال قبل از مرگش شاه عباس ثانى به مازندران رفت . در آن هنگام در قصر كوچكى واقع در اشرف به عيش و عشرت سرگرم بود . شبى در حال مستى ،
هامش
( 1 ) - در دربار شاهنشاه ايران از صفحه 39 تا 42