شاه عباس ثانى يكى از افتخارات دودمان شيخ صفى و از سلاطين خوب و انگشت شمار ايران است . قدرت نمايى وى در برابر دشمنان خارجى و متنفذين داخلى و مهربانى و لطفش بر مردم عادى و عموم رعايا كم نظير است . اروپاييان او را به نيكويى ستودهاند . انگلبرت كمپفر كه طبيب و دانشمند ارزندهاى بوده دربارهء او مىنويسد :
« به جاه طلبى و تهور در اقدامات بزرگ از ديگران ممتاز بود . مردى بود دادگر و زيرك و مردم جوش و ضمنا اغلب بيگانگان را از رعاياى خود گراميتر مىداشت . در دورهء سلطنت او به هيچ روى بدرفتارى با مسيحيان ميسر نبود .
بدين ترتيب هيچ ترديد به خود راه نداد تا شخصيتهاى برجستهاى مانند پيشنماز و صدر را كه رفتارى ناشايست با مسيحيان كرده بودند از مقام خود خلع نمايد .
شيخ الاسلام را كه از مهربانى فراوان شاه به مسيحيان خرده مىگرفت تهديد كرد كه او را به دار خواهد زد و خطاب به قضات گفت كار مملكت به مثل بدن آدم مىماند كه همهء اعضا و جوارح آن بايد در خدمت يكديگر باشند و با هم مدارا كنند و شاه مكلف است كه با رفتارى يكسان و همراه با عدل و داد نظم مملكتى را برقرار نمايد . تنها نقطهء ضعف شاه عباس دوم اين بود كه بيش از حد شيفتهء زن و شراب بود . . . »
كروسينسكى كشيش ژزوئيت كه ساليان دراز در ايران اقامت داشته و محاصره و سقوط اصفهان را به چشم ديده در كتابى كه دربارهء حملهء افاغنه و سقوط اصفهان و انقراض سلطنت صفويه نوشته از شاه عباس دوم چنين ياد كرده است :
« وى به دوست و دشمن نشان داد كه شايستهء تاجى است كه بر سر دارد .
هر قدر در كار سلطنت پيش مىرفت ، روساى قزلباش بلكه عامهء مردم او را بيشتر دوست مىداشتند و همسايگان از وى مىترسيدند . عدالت را دوست مىداشت و بر ستمگران رحم نمىكرد . حامى اتباع ملل تابعه بود . مىگفت كه جز خداوند متعال كسى بر عقيدهء ديگرى تسلط ندارد . من فقط بر جسم و ظاهر مردم حكومت مىكنم . مردم بايد همگى از حقوق مساوى برخوردار باشند . شاه از طرف خداوند مامور است كه همه مردم را بدون توجه به مذهب خاص يا نسل خاص از عدالت خود بهرهمند سازد . »
اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 115
مساهمون: عبد الحسين نوائى
ص١١٥