تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦

روابط ايران با اوزبكان

در زمان شاه عباس ثانى ، پادشاه اوزبك به نام امامقلى خان به ايران پناهنده شد . توضيح آن كه امامقلى خان ، به علت ضعف چشم ، سلطنت را به برادر خود ندر محمد خان واگذاشت و با جماعتى از خاصان خويش و جمعى تاجر و زائر ، عزم زيارت خانهء خدا نمود . اما هنوز امامقلى خان به سر حد نرسيده بود كه ندر محمد خان عده‌اى را بر سر او و همراهانش فرستاد . سپاهيان اوزبك بر امامقلى خان و همراهانش هجوم بردند و هر چه داشت چپاول كردند و او خود فرار كرد و خويشتن را به مرو رسانيد و مراتب را به مرتضى قلى خان قاجار حاكم آن خطه بيان داشت . خان قاجار هم گزارشى به پادشاه صفوى داد . شاه عباس ثانى فرمان داد تا حكام ايرانى از مرو تا اصفهان همه جا وى را با احترام هر چه تمامتر پذيرائى كنند . امامقلى خان خواستار زيارت آستانهء رضويهء مشهد شد . به اين كيفيت كه « از خدام روضهء سنيه استدعا نمود كه ريسمانى در گردن آن ممتاز سلسلهء چنگيزى افكنده كشان كشان به آن آستان عرش نشان مىبردند . » وقتى امامقلى خان به تهران رسيد ، شاه عباس ثانى ، براى مزيد احترام ، مرتضى قلى خان ايشيك آقاسى باشى حاكم تهران را به مهماندارى تعيين كرده به استقبال فرستاد . امامقلى خان چون به نزديك قزوين رسيد ، شاه عباس دستور داد تا بر كنار شهر جشنى مفصل و با شكوه بر پا كنند و خود نيز تا دو فرسخ به پيشواز رفت و مهمان پير و كور خويش را درود و خوشامد گفت و او را در آغوش كشيد و ديده بوسى كرد و چند روز وى و همراهانش را در قزوين نگهداشت . آنگاه بديشان اجازت داد تا به سفر مكه روند و به حكام ايرانى سر راه نيز دستور اكيد
اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 86 | عبد الحسين نوائى