تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
مقرر فرمودند : « بود كلب على عباس ثانى » نخستين فرمانى كه صادر كرد بخشيدن بقاياى مالياتى بود كه از زمان پدرش بر مردم بيچارهء ايران تحميل شده بود و ميزان اين بقايا كه پانصد هزار تومان مىشد « به تخفيف و تصدق مقرر گرديد » . پس از چند روز توقف در كاشان ، شاه جديد ، به مناسبت گرماى شديد به سوى قزوين روانه شد و در سر راه ، در قم ، به زيارت بقعهء مطهرهء حضرت معصومه ( ع ) و ديدار از قبر پدر خود شاه صفى رفت و چون لازم بود كه « به ساعت مسعود داخل دار السلطنهء مزبور گردند نه روز آن مسافت را طى كرد » . در ورود به قزوين ، بزرگان دربار سلطنت و سادات و فضلا و نجبا و رعايا به استقبال آمدند . شاهزادهء هند سلطان بلاغى نيز در ميان آنان بود پس از شش ماه « علمى كه صاحب شعوران را به مدتهاى بيرون اندازه به هم رسد آن حضرت را به حصول پيوست ! ! » و از « تعليم مير مرتضى مستغنى گشتند » آنگاه حق نظر بيك غلام خاصهء شريفه « كه به زيور دانش و فهميدگى آراستگى دارند ، طرف گفتگوى علوم گرديدند ! » و پس از چهار سال كه از ايام تحصيل گذشت « در شيوهء نسخ تعليق كه مشكلترين خطوط است استادان را مانند خط تعليق در هم پيچيدند ! » . پس از تحصيل معلومات نخستين ، شاه عباس ثانى به كسب معلومات نظامى پرداخت و كماندارى و قپق اندازى آموخت و به باختن چوگان و جريد بازى روى آورد و در تيراندازى به حدى پيشرفت كرد كه به گفتهء وحيد قزوينى ، گردو را به رنگهاى مختلف رنگ كرده دايره‌وار « بر روى خاك آماج ( هدف ) در پهلوى يكديگر به طرح نصب نموده از بيست قدم مسافت حكم مىفرمودند كه نخست جوزهاى سرخ را كه مثلا ده عدد باشد به ده چوبهء تير شكسته بعد از آن زرد . . . به همين نسبت از لباس قشر بر آوردند » ( ص 29 ) اما ميرزا طاهر وحيد كه اين همه از فضايل مخدوم خويش ذكر كرده معلوم نيست چرا از فرمان شاه عباس ثانى در روزهاى نخستين سلطنت دربارهء منع شراب ياد نكرده « 1 » . شايد هم بدان علت بوده كه شاه عباس ثانى از فرمان خويش سرباز زده و به شراب خوارى نشسته بود ، يا اين كه آن فرمان را در حقيقت وزرا
هامش
( 1 ) - ميرزا طاهر وحيد قزوينى صدور اين فرمان را بعد از حادثهء كشته شدن سارو تقى اعتماد الدوله يعنى سال 1055 ه . ق آورده است .