تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
شد و شاه عباس ثانى حكيم محمد حسين قمى طبيب را به درمان او فرستاد و خود به عيادت وى رفت . پس از بهبود ، ندر محمد خان اجازهء بازگشت خواست و تقاضاى كمك نمود . شاه عباس ثانى به بهانه‌هاى گوناگون خواست او را چند روزى بيشتر نگهدارد . ولى خان اوزبك « به جهت پريشان دماغى و شوريده حالى » اصرار در رفتن كرد . شاه عباس ثانى ناگزير هداياى فراوان از « نقود و اجناس بىكران و باد پايان صرصر نشان با زين و لجام قيمتى » به دو داد و سارو خان طالش را سردار سپاه كمكى كرده آنان را روانه گردانيد و به سرداران خراسان نيز دستور داد كه ندر محمد خان را يارى نمايند . در رسيدن ندر محمد خان به مشهد و آوازهء قدرت سپاه ايران ، دشمنان ندر محمد خان به تكاپو افتادند و با ارسال نامه و قاصد اظهار اطاعت كردند . ولى عبد العزيز خان سر فرود نياورد و چند بار با پدر خويش به جنگ پرداخت . با اين حال ، وى در برابر سپاه ايران كه تاورنيه شمار آن را پانزده هزار سوار و هشت هزار پياده و مقدار نقدينه را شصت هزار تومان نوشته تاب نياورد . بالاخره بر اثر بروز نايابى و گرانى ، اوزبكان كس به نزد ندر محمد خان فرستادند و او را بار ديگر بر تخت سلطنت بخارا نشاندند ( 9 شوال 1055 ه . ق ) و در ازاى اين همه محبت ، وى يكى از ايالات زرخيز قلمرو خويش را به شاه صفوى وا گذاشت . اما ندر محمد خان ، پس از چندى ، بار ديگر مجبور به ترك يار و ديار گرديد و دوباره به دربار صفوى پناهنده شد . بدين معنى كه سبحانقلى خان فرزند كوچكتر وى او را محاصره كرد . ندر محمد خان عزم زيارت خانهء خدا نمود . همين كه خبر آمدن ندر محمد خان به شاه عباس ثانى رسيد ، شاه نظر بيك زيگ را با يك هزار تومان اشرفى و هداياى فراوان جهت مهماندارى فرستاد . ندر محمد خان اين بار تا سبزوار بيشتر نتوانست آمد . زيرا سخت پير بود و بيمار . ازين روى ، فرستادگانى به نزد شاه عباس ثانى گسيل داشت كه بر اثر پيرى مفرط و سختى بيمارى ديگر اميد بهبود نمانده و آرزوى آن دارم كه پس از مرگ ، جسد مرا به مدينه برده دفن نمايند و با بازماندگانم آنچه شايستهء بزرگى است روا دارند . اين بار نيز شاه عباس ثانى دستور داد تا آرزوهاى او را برآورند . جنازهء وى را با بازماندگانش به اصفهان بردند و سپس به مدينه فرستادند و پس