شاه عباس ثانى
هنگامى كه شاه صفى درگذشت ، پسرش عباس ميرزا بر جاى او پادشاه شد .
تاريخ تولد او را ملا كمال شب هجدهم جمادى الثانيه سال 1043 نوشته است و ماده تاريخ آن را « كلب آستان امير المومنين » به دست داده است و از همين جا روشن مىشود كه سال 1043 صحيح نيست و على القاعده و به حساب ماده تاريخ بايد 1042 باشد . زيرا ملا كمال منجم دقيقا مىنويسد كه سن وى در هنگام جلوس بر تخت سلطنت ( 16 صفر 1052 ) نه سال و هشت ماه و بيست و هشت روز بوده است . ميرزا طاهر وحيد قزوينى هم ، درباره سن شاه جديد مىنويسد كه « سنين عمر گرامى آن حضرت در نهمين پلهء سلم عمر طبيعى » « 1 » بوده است .
بنابراين قول خاتون آبادى كه تولد وى را در 1041 نوشته است به نظر درست نمىآيد . مراسم تاجگذارى « او در ايوان فوقانى عمارت دولتخانهء دار المؤمنين كاشان » صورت گرفت . در تاريخ جلوسش ميرزا مؤمن نصر آبادى چنين گفت :
چو بنشست بر تخت عباس شاه * به شادى بدل شد همه درد و غم
پى سال تاريخ شاهنشهى * بگو « وارث ملك دارا و جم » « 2 »
ماده تاريخ جلوس وى را « ظل معبود « نيز گفتند و جهت نقش » نگين مبارك
هامش
( 1 ) - آنچه در ميان گيومه آمده از عباس نامه وحيد قزوينى است از صفحه 19 تا 25 .
اين كتاب منحصرا در شرح حال شاه عباس ثانى است كه وحيد خود مورخ و منشى شاه عباس ثانى بوده و از اين لحاظ كتاب وى اهميتى خاص دارد .
هر چند كه به تكلف و تملق آميخته است .
( 2 ) - ميرزا حسن واهب نيز چنين گفته است : « بر سر نهاد عباس ديهيم پادشاهى » رك نشريهء گروه تاريخ دانشكده ادبيات دانشگاه تهران سال 1 ش 1