تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
عظيم دانسته فتح مبين پنداشتند و همه جا از خود حاكم و صوبه‌دار و كوتوال نشاندند . ندر محمد خان وقتى از بد انديشى سپاهيان شاه جهان باخبر گرديد كه ديگر كار از كار گذشته بود . ناگزير روى به ايران آورد . درين سفر ، قتلق سلطان فرزندش و محمد قاسم سلطان نواده‌اش كه پس از اختلال احوال ندر محمد خان از اورگنج به بلخ آمده بود ، وى را همراهى مىكردند . شاه عباس ثانى ، پس از اطلاع بر اين امر ، به حق از روى « مروت و كرم و غريب نوازى و مردمى » محمد بيك يساول صحبت را با يك هزار تومان تبريزى اشرفى به استقبال مهمان خويش فرستاد و به حكام سر راه وى دستورات اكيد داد كه از « لوازم خدمتكارى و مهماندارى دقيقه‌اى فوت و فرو گذاشت ننمايند . » شرح و تفصيل اين سفر و جزئيات پذيرائى شاه عباس ثانى را از ندر محمد خان بهتر است در كتاب عباس نامه جستجو كنيم يا در كتاب تاورنيه جواهر فروش فرانسوى . درين جا فقط اشارتى گذرا بدين مطلب مىكنيم كه يكى از منازل ميرزا تقى اعتماد الدوله را جهت سكناى ندر محمد خان معين كردند . ازين منزل تا قريهء دولت آباد ، كه سه فرسخ راه بود ، همه جا زربفت و مخمل و ديبا فرش كرده بودند و از دولتخانه تا قريهء دولت آباد « دو رويه تفنگچى از سوار و پياده صف كشيده » بودند . شاه عباس ثانى و اركان دولت و خاصان به استقبال رفتند . « در ميانهء راه كه به هم رسيدند يكديگر را روى اسب در بغل گرفتند . بدين معنى كه شاه عباس ثانى به قصد پياده شدن پا از ركاب خالى كرد . اما ندر محمد خان با همه پيرى فورا از اسب پياده شد و نگذاشت كه پادشاه صفوى پياده شود و خود پيش آمد كه به رسم معمول ركاب يا زانوى شاه را ببوسد . ولى شاه عباس ثانى به اعيان اشاره كرد و همه خود را به شتاب به ندر محمد خان رسانيدند و وى را بر يكى از اسبهاى خاص شاه ايران كه زين و لگام مرصع داشت نشاندند و روى به پايتخت نهادند . شب هفدهم رمضان بساط آتشبازى مفصلى به راه انداختند تا مگر « خلوت دل آن خان والاشان كه از دخان اعمال ناهنجار هنود هنوز تيرگى اندود بود به تفرج چراغان و اعجوبه كارى استادان آتشباز ظلمت زدا و فروغ بخش گردد . » اين آتشبازى در ميدان نقش جهان صورت گرفت و شاه عباس و مهمانانش در تالار دولتخانه تماشا مىكردند و تا نيم شب مجلس ادامه داشت . چند روز بعد ، ندر محمد خان به علت پيرى و خستگى سخت بيمار