تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
بر كفار كه غير ملت باشند مثل اين حركات جايز نيست و انبياء و اولياء رخصت نداده‌اند كه با كفار اين را به عمل آرند ، بتخصيص با مسلمانانى كه اهل قبله باشند و در دايرهء دين محمدى عليه افضل الصلوات و التحيات درآمده و در ديار اسلام ساكن گشته و در فطرت اسلام زائيده و مطيع و منقاد شرع بوده و تخلف از امر شرع نكرده و از ايشان امرى صادر نگشته كه مستحق قتل و غارت و استيصال باشند و اگر غرض فوائد دنيوى است قصهء عادل و خطابى كه با او بعد از خدمت و ملازمت و متابعت و مطاوعت رفته است همگنان را براى اعتبار كافى است
« فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ
« 1 »
»
. پس تكليف ما لا يطاق نمودن و سادات و اهل بيت حضرت رسالت صلى اللّه عليه و آله را ملازمت فرمودن و تهديد و تخويف نمودن مناسب عقول ارباب دين و ديانت و خداوندان ملك و ملت نيست و از علامات وهن دين و امارات ضعف يقين است . از عنفوان الشباب الى يومنا هذا محكوم هيچ حاكمى نگشته [ بسر شد « 2 » ] بقيه كه از دهر فانى مانده است خود را در مقام مذلت داشتن و امتثال اوامر ظلمه و فسقه نمودن از مستحيلات دانند « النار و لا العار و المنيه لا الذّنيه » و از آنجا كه حميت علويت و عصبيت هاشميت است براى مهلت چند روزه در جهان فانى كه مكث او عين سرعت است و اقامت او مقدمهء رحلت بدين مذلت رضا دادن از خيالات شمرد . ليس للمومن ان يذل نفسه ، چند روزى كه از بارگاه مهيمن متعال « تعالى شأنه و توالى احسانه » منشور
« تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ
« 3 »
»
و توقيع
« تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ
« 4 »
»
ارزانى شده و اعنهء اختيار فوجى از بندگان پروردگار بقبضهء اقتدار اين ضعيف روزگار دادند ، بر حسب قدرت و امكان در اعلاء اعلام دين و امضاء احكام شرع مبين و اتّباع سيد المرسلين كوشيده و استعانت احوال رعايا و زير دستان و تيمور زدگان و غارت رسيدگان را خالصا مخلصا لوجه اللّه تعالى بدانچه
هامش
( 1 ) - سورهء حشر 3 ( 2 ) - در مجالس نيست . به نظر مىآيد كه اين عبارت آن هم با جمله مكملى قبل از « محكوم حكم هيچ حاكمى » بوده باشد . مثلا : ( الى يومنا هذا كه . . . سال بسر شد محكوم ) ( 3 ) - آل عمران 25 . ( 4 ) - آل عمران 25 .