« قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى
« 1 »
»
نصب العين داشته در توقير و احترام اولاد بتول و احفاد رسول كوشيدى و بنا بر حديث صحيح صريح حضرت نبوى صلى - اللّه عليه و آله « انى تارك فيكم الثقلين كتاب اللّه و عترتى » قصد ايذاء و آزار سادات كه وديعت وىاند نكردى و بر موجب « من اكرم اولادى فقد اكرمنى و من اهانهم فقد اهاننى » ترك اكرام ايشان نكردى و باهانت ايشان قيام و اقدام ننمودى و با ايشان مقالات و كلمات بدين نوع نراندى و گرد كراهت بر خاطر ايشان ننشاندى . مضى هذا آنچه در مكتوب « 2 » از وعد و وعيد و تخويف و تهديد در صحبت دارنده ارسال رفته بود و صورت فتحى كه درين مدت شده است و مواعظ و تنبيهى كه ذكر رفته على التفصيل معلوم شد . چون قبل ازين يك دو نوبت سببى كه موجب تباعد و تجانب گشته است نموده شد ، و در صحبت خواجه شمس الدين محمد كتابت مشتمل بر كيفيات از آمدن ولى بر رستمدار كه مقدمهء مكاتبات و مراسلات از آن بود و بازگردانيدن نيك بوقا « 3 » ( ؟ ) ازين ديار كه سبب مخالفت و مخاصمت آن شد يك بار نموده آمد حاجت بتكرار و تذكار نديد . اين معنى بر عالميان « اظهر من الشمس و ابين من الامس » و دور و نزديك و ترك و تازيك بر چگونگى اين واقف و مطلعند با وجود اعتقاد چنان كه در حالت دوستى ، دشمنى سگالند و قصد ولايت كرده دشمنان را با خود نزديك مىگردانند ، ازين جانب موافقت و متابعت طلبيدن ، آب بغربال پيمودن و جبال به ناخن كندن است قبول دعوتى كه مىفرمايند و امر بر متابعت و انقيادى كه مىنمايند از دو وجه خالى نتواند بود : يا از جهت مصالح دين باشد يا فوائد دنيوى . افعالى كه بر مسلمانان اطراف روا داشته و صورتى كه با بندگان خداى تعالى بظهور آورده است از قتل و غارت و سوخت و تاخت و اسر و غيرها معلوم شد كه اين معنى علامت دين و ديانت نيست . چه
هامش
( 1 ) - شورى 42
( 2 ) - در نسخه ايواوغلى ، مكتوبى كه تجديد وعد . . .
( 3 ) - مجالس نسخه خطى ، بيك بوقا .