مكتوب امير تيمور گوركان بجانب سلطان احمد جلاير پادشاه بغداد
سلطان احمد جلاير حكمران آذربايجان و بغداد دشمن خونى تيمور بود .
تيمور پس از قتل عام شاهزادگان مبارزى بعزم بغداد حركت كرد و شيخ نور الدين عبد الرحمان اسفراينى سفير سلطان احمد را پذيرفت ولى عذر نيامدن سلطان احمد را قبول نكرد : ببغداد حمله آورد و شهر را گرفت . سلطان احمد فرار كرد ، اما پسر و تنى چند از حرم او بدست تيمور افتادند و طبق نوشته شرف الدين على يزدى كه مطالب كتاب خود را اغلب از ظفر نامه نظام شامى مورخ ملازم ركاب تيمور برداشته « زنان سلطان احمد و علاء الدوله پسر ، با هنروران ، از اصناف محترفه و پيشه وران دار السلام كه هر يك در قسمى از اقسام كامل بودند ، خانه كوچ بسمرقند بردند » .
سلطان علاء الدوله پس از مرگ تيمور از شهر بند سمرقند نجات يافته و بآذربايجان آمد . اما دوران صلح و صفاى وى با پدر خويش چندان طول نكشيد و سلطان احمد او را بزندان افكند و هنگامى كه قرايوسف بر سلطان احمد فايق آمده او را كشت ، علاء الدين را نيز به پدر ملحق ساخت
يك بار ديگر نيز هنگامى كه تيمور بمحاصره سيواس مشغول بود سلطان احمد ضمن فرار از بغداد بروم مورد هجوم سپاه تيمور قرار گرفت اين بار هم خواهر بزرگش سلطان دلشاد و زنان و دخترانش اسير شدند ولى وى خود گريخته پيش ايلدرم بايزيد رفت و پسر ديگرش بنام نور الورد دستگير و بامر تيمور كشته شد .
( رجوع شود مخصوصا به ظفر نامه شرف الدين على يزدى و مطلع السعدين عبد الرزاق سمرقندى . )
احمد جلاير بعواطف پادشاهانه محظوظ و بهرهمند و ملحوظ و مقبول بودهاند كه چون رايات ظفر نگار و الويهء نصرت شعار و عساكر مرحمت آثار به طرف شيراز عود