تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
مقدور و ممكن بود بتقديم رسانيديم و تا رمقى باقى باشد خواهيم كوشيد و اعتماد بر حول و قوت حضرت عزت كرده به حكم نصّ
« كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ
« 1 »
»
از كثرت و ازدحام ايشان باك نخواهيم داشت كه « كثرة الغنم لا يهول القصاب » . اعتبار بر قضيهء واردهء خوارزم و هرات و سيستان و خراسان و عراق و شروان و وان و نواحى آن نكنند و آن را از كرامات و نصرت تصور ننمايند بلكه چون فسق و فجور و معاش بدايشان در اقصى بلاد عالم فاش گشت و امر معروف و نهى منكر را ترك دادند و مقيد بشرع شريف نبودند بر فحواى
« وَ كَذلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضاً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ
« 2 »
أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً وَ يُذِيقَ بَعْضَكُمْ بَأْسَ بَعْضٍ
« 3 »
»
او را سبب هلال و استيصال ايشان ساخت [ چنان كه قبل ازين جد او را با آنكه كافر بود جهت دفع بعضى از فجار برانگيخته لواى استيلاى او را برافروخته‌اند ] و نيز امثال اين قضايا بسيار اتفاق افتاده كه بسى از متكبران و جباران و خماران و فاسقان با مال و مكنت و عزت و ابهت و شوكت بر دست محبان و مواليان آل رسول مستأصل گشته‌اند و اكنون نيز هاتف غيبى در باب توجه مخالفان و معاندان كه بدين جانب متوجهند و بىاستحقاق قصد آزار و ايذاء صلحا و اتقيا و علما و فقها و فقراء اين ديار دارند در گوش جان مىگويد كه
« قاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَ يُخْزِهِمْ وَ يَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَ يَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ
« 4 »
»
و بدين سروش خرم و مدهوش گشته و مدلول
« وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ
« 5 »
»
را كار بسته متعهد و آماده‌ايم و جنگ و جهاد را ساخته ايستاده‌ايم و به حمد اللّه كه مقام‌هاى استوار و مبارزان نيزه گذار داريم و تا جان در بدن و سر در گردن باشد خواهيم كوشيد و حق
« جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ
« 6 »
»
كه ميراث آبا و اجداد ماست بجا خواهيم آورد و مضمون
« لَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجاهِدِينَ مِنْكُمْ وَ الصَّابِرِينَ
« 7 »
»
را كاربند خواهيم شد
هامش
( 1 ) - سورهء بقره 251 ( 2 ) - انعام 129 ( 3 ) - انعام 65 ( 4 ) - توبه 14 ( 5 ) - طلاق 4 ( 6 ) - حج 76 ( 7 ) - سورهء محمد 33