جواب نامه امير تيمور كه حضرت خلافت پناه امير على كيا نوشته « الواثق بالملك الغنى على بن امير الحسينى »
بر ارباب ملك و رياست و اصحاب عقل و كياست معين و مبرهن است كه ايزد « جلت كبرياؤه و تقدست اسماؤه » بكمال قدرت خويش طوايف انسان را از راه بشريت و خلقت بر يك صفت و صورت آفريده است ، والى با موالى يكسان است و ادنى با اعلى در يك ميزان و تفاوتى و تمايزى كه حاصل است جز عطيهء فضل رب الارباب و هديهء لطف مسبب الاسباب كه
« يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ
« 1 »
»
است ، نيست . غناء و ثروت و فقر و فاقت و عطيت و عتبت « 2 » از عوارضاتاند جهت ابتلا و امتحان و محك عيار همگنان در ميان ايشان پديد آورده تا هر يك در حالتى كه باشند قدم بر جادهء عبوديت راسخ و استوار دارند و اوامر و نواهى او را امتثال نمايند . فقير از شدت و غنى از مكنت نلغزيده وظايف شكر و سپاس بتقديم رساند و عين فرض عباد آنكه نقد دولت و نعمت از حضرت واهب العطايا دانسته در مقام تزلزل و تخشع فرود آيد و از اشارت
« وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ
« 3 »
»
با خبر بوده قدم در دايرهء عصيان و طغيان ننهند و در بندگان خداى تعالى به نظر حقارت ننگرند و چون بر خزاين اسرار ربانى واقف باشند هيچ آفريده را كم از خود نبيند و بر قوت و سطوت جسمانى كه مدار آن جز بر يك نفس بيش نيست اعتماد ننمايند و آزار مسلمانان كه برادران دينىاند كه
« إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ
« 4 »
»
اجتناب و احتراز واجب دانند تا در آينهء اعمال
هامش
( 1 ) - سوره بقره 208
( 2 ) - مجالس خطى : عنايت
( 3 ) - سورهء شورى 27
( 4 ) - سوره حجرات 10