تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
همايون بمباركى بجانب [ لر كوچك « 1 » ] نهضت كرد ، ولايت و نواحى ملك عز الدين به كلى خراب و مستأصل گشت و او و پسران او مقيد و محبوس شدند و ملوك كردستان ، هر كس كه ازيشان عصيان نمودند ، مخذول و منكوب گشتند و احمد با وجود آنكه او را بمواعظ و نصايح بكرات تنبيه و تفهيم [ كرديم « 2 » متعظ و نافع نيامد ] و به آخر هزيمت نمود و اختلال تمام باحوال او راه يافت و امراء شروان و ولايت شكى ، جمعى كه تمرد نمودند ، مقهور گشتند و آنها كه التجا بدرگاه عالم پناه آوردند ولايت و نواحى بديشان مسلم داشته آمد و بانواع اصطناعات و عنايات اختصاص يافتند . ملك بقراط والى تفليس ، كه مدت مديد سلطنت و حكومت ديار تفليس و ابخاز و ممالك گرجستان باستقلال و مكنت هر چه تمامتر كرده بود و عظمت و بسطت و شوكت او شهرتى تمام داشت ، او را باسلام و اطاعت دعوت كرده شد . تقاعد و تمانع نمود . پس لشكرهاى منصوره جهت دفع و تدارك حال وى بصوب تفليس در حركت آورده شد . بعنايت الهى ، باندك زمانى استخلاص قلاع و حصون [ ولايات « 3 » او كرده ] او را گرفته بدرگاه عالم پناه آوردند و با وجود عدم قبول اسلام و اظهار مخالفت و وقوع محاربت او را امان داده شد و بعد از آن چون طوعا و رغبة قبول دين محمدى صلى اللّه عليه و آله كرد و بشرايط امتثال اذعان نموده ، ترتيب و تمشيت كرد ، بر سرير ممالك و ولايت خودش فرستاده شد و برقرار همان ديار برو مسلم داشته آمد . غرض آنكه اين جماعت كه ذكر رفت مواضع و ولايات و نواحى و قلاع ايشان از حدود جيلان و اماكن و مساكن تو به همه انواع مستحكم‌تر و صعب المرام‌تر بود . چون ايشان بتقديم شرايط اطاعت قيام ننمودند و فرمان بندگى حضرت پادشاه اسلام خلد اللّه تعالى ملكه و سلطانه بجاى نياوردند ، بميامن عنايت الهى عز شأنه و عم احسانه
هامش
( 1 ) - ارمغان : [ دز كوچك ] و اين غلط فاحش است ( 2 ) - ارمغان : [ كرده بوديم ] ( 3 ) - ارمغان : [ ولايات و بلاد و مقام او ميسر گشت ]
اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 55 | عبد الحسين نوائى